آشنايى با انقلاب اسلامى ايران
 
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص

آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٥٢

آيت‌الله بروجردى نقش برجسته‌اى در حفظ، تقويت و تحول حوزه ايفا كرد و رژيم نمى‌توانست نفوذ فوق‌العاده وى را در جهان تشيع ناديده بگيرد و بنابراين سعى داشت به‌گونه‌اى ديدگاه‌هاى وى را به ظاهر بپذيرد و چنين وانمود كند كه مخالف نظر وى رفتار نمى‌كند. گرچه در موارد متعددى، با وجود مخالفت صريح آيت‌الله بروجردى، دولت به دلخواه خود عمل كرد. به هرحال ارتحال وى ظاهراً فرصت مناسبى براى رژيم بود كه همزمانى آن با اجراى سياست‌هاى جديد، تحول غيرمنتظره‌اى را شكل داد كه بعدها به نهضت اسلامى، و در ادامه به انقلاب اسلامى منجر شد.

با درگذشت آيت‌الله بروجردى، راه براى سياست‌گرا شدن طبقاتى كه شديداً مذهبى بودند، فراهم شد. صاحبان حرفه، علما و متخصصان كه در طبقه متوسط رو به افزايش بودند، در نوشته‌هاى خود و به‌ويژه با شعر، كه به خاطر قرار نگرفتن آن در مسير خفه‌كننده سانسور حكومت، توفيقى يافته بودند، رشته‌هاى مخالفت را به دست گرفتند.[١]

رژيم شاه و دولت‌هاى استكبارى، شناخت دقيقى از ساختار حوزه‌هاى علميه، مساجد و نقش روحانيان، همچنين چگونگى ارتباط، اعتماد و اعتقاد مردم به مراجع نداشتند. مسئولان و كارشناسان سياسى تصور مى‌كردند پس از چهار دهه سركوب و تبليغ مداوم بر ضد روحانيان و مبارزه با نفوذ و حضور آنان، ديگر اراده‌اى براى مبارزه و مقابله با سلطه خارجى و رژيم دست‌نشانده وجود ندارد. از سوى ديگر، تصور مى‌كردند لايحه انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى مورد تأييد و حمايت روشنفكران قرار مى‌گيرد و آن را نشانه‌اى از حركت مترقيانه رژيم تلقى خواهند كرد و اگر مخالفتى هم به‌وسيله جريان‌هاى مذهبى و علماى شيعه باشد، مى‌توان با بهره‌گيرى از حمايت روشنفكران و دانشگاهيان آن را خنثى كرد.

آغاز نهضت اسلامى‌

با انتشار خبر تصويب لايحه، امام خمينى‌[٢] عده‌اى از علما، از جمله آيت‌الله گلپايگانى و


[١]. جيمز ا. بيل، شير و عقاب، ص ٢٠٠

[٢]. امام خمينى قدس سره، در بيستم جمادى‌الثانى ١٣٢٠( مهرماه ١٢٨١ ش.) در خانواده‌اى روحانى در شهر خمين متولد شد. نامش را« روح‌الله» گذاشتند. پدرش مرحوم سيدمصطفى، روحانى مبارز و مادرش بانو هاجر، از خاندانى روحانى بود.

تحصيل علوم اسلامى را نزد برادر بزرگش، سيد مرتضى پسنديده آغاز كرد و تا سه سال به تحصيل مقدمات در نزد ايشان ادامه داد. براى ادامه تحصيل به اصفهان و سپس به اراك رفت. پس از انتقال حوزه عمليه اراك به قم توسط آيت‌الله حائرى، ايشان نيز به قم رفت. در سال ١٣٤٥ قمرى سطوح عاليه را به پايان رساندند و به درجه اجتهاد رسيد.

امام با روحانيون مبارز سياسى زمان رضاخان مانند شهيد مدرس، مرحوم حاج‌ميرزا جوادآقا، مرحوم آقاميرزا صادق‌آقا، مرحوم انگجى و ... از نزديك آشنايى داشت و در حركت‌هاى سياسى ضدرضاخان كه به رهبرى روحانيت انجام مى‌گرفت، مانند تحصن علماى اصفهان و ساير علما در قم در سال ١٣٠٦ ش شركت مى‌كرد. اخبار، برنامه‌هاى سياسى و فرهنگى رژيم را از طريق روزنامه‌ها و مطبوعات پى‌گيرى مى‌كرد. تأليف كتاب كشف‌الاسرار و افشاى ماهيت جريان‌هاى دوران رضاخان، گوياى دقت‌نظر و قدرت شناخت وى در تحليل پديده‌هاى سياسى بود.

از آغاز جوانى به داشتن صداقت، ايمان، شجاعت و انجام فرايض، امربه‌معروف و نهى‌ازمنكر، حافظه قوى، انديشه عميق، بيان رسا و اراده نيرومند مشهور بود. اين ويژگى‌ها سبب شد كه ايشان مورد توجه علما، به ويژه آيت‌الله حائرى، قرار گيرد. وى مدت شش سال از حوزه درس عرفان فيلسوف بزرگ عصر خود مرحوم آيت‌الله شاه‌آبادى بهره برد.

امام خمينى افزون بر دروس حوزه به مسائل و جريان‌هاى علمى، فرهنگى، فلسفى و تاريخى اهتمام خاص داشت و در كنار آثار و تأليفات فقهى، آثار ارزنده‌اى در زمينه‌هاى عرفان، فلسفه و تفسير قرآن، از خود به يادگار گذاشت.

مجموعه سخنرانى‌ها، اعلاميه‌ها، پيام‌ها و نامه‌هاى وى، يكى از منابع مهم مطالعات تاريخى، سياسى، اجتماعى، فرهنگى و اعتقادى است كه با عنوان صحيفه امام و پيش از آن با عنوان صحيفه نور منتشر شده است