آشنايى با انقلاب اسلامى ايران - منصورى، جواد - الصفحة ١٢٨
از اين رو نفت از مهمترين عوامل در بسيارى از درگيرىها، بىثباتسازىها، كودتاها و توطئههاى گوناگون در صد سال گذشته خاورميانه، بهويژه خليج فارس بوده و از فاكتورهاى تأثيرگذار در روابط و رقابت دولتهاى بزرگ و گرفتارىها و مشكلات ملتهاى منطقه بهشمار مىآمده است.
اگرچه نفت مىتواند يكى از عوامل اقتدار، عزت و استقلال دولتهاى صادركننده باشد، ولى جهان غرب، بهويژه آمريكا با سوءاستفاده از ضعف دولتها، ايجاد اختلاف ميان آنها و وابسته كردن اقتصاد آنها به نظام سرمايهدارى، مانع از بهرهگيرى از اين فرصت به نفع ملتهاى منطقه شده است. استراتژى ثابت غرب در تجزيه سرزمينهاى منطقه، تأسيس دولتهاى وابسته، ايجاد وابستگى شديد اقتصادى و ترويج فرهنگ و ارزشهاى غربى، از عوامل پايدار چالش آمريكا، به نمايندگى از نظام سرمايهدارى، در خاورميانه محسوب مىشود.
از سالهاى دهه ٢٠ آنچه بيش از هر چيز در تعيين استراتژى امنيت ملى، سياست خارجى و داخلى ايران مورد توجه قرار گرفت، وابستگى كشور به درآمد نفت و درنتيجه ضربهپذيرى اقتصادى، سياسى و فرهنگى آن بود. از اين رو پايهگذارى اقتصاد بدون نفت، از بحثهاى رايج در سالهاى ١٣٢٩ تا ١٣٣٢ و در جريان جنبش ملى شدن صنعت نفت بود.
اقدامات اوليه براى رسيدن به اين هدف آغاز شد، ولى به عللى، از جمله ضعف فرهنگى و تشكيلاتى، نفوذ عوامل و ايادى دشمن در مراكز تصميمگيرى و سرانجام كودتاى ٢٨ مرداد، با شكست روبهرو شد.
پس از كودتا، برنامه تغيير اقتصاد سنتى و خود اتكايى نسبى به اقتصادى وابسته به نفت به اجرا درآمد. پيش از كودتا ٣٠ درصد از درآمد خارجى متكى به نفت بود، درحالى كه اين رقم در سال ١٣٥٧ به ٨٤ درصد رسيد. در حالى كه در آغاز دهه ٣٠ در توليد و مصرف مواد غذايى وضعيت متعادلى برقرار بود، در سال ٥٧، بيش از ٥٠ درصد مواد غذايى از خارج وارد مىشد.