شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٨٩ - ٥- آيا اجمال مخصص در عام سرايت مىكند
واسطۀ لفظ،حكم شرعى و مغز بيان مىشود و القا مىشود(كما ذكر در مباحث حجت اصول فقه،جلد ٣،صفحه ١٠٥،مبحث الاجماع عند الإمامية).
حال،آيا تمسك به عام در شبهۀ مصداقى مخصص لبى جايز است يا نه؟
سه قول بيان مىشود:
١.شيخ انصارى مىفرمايد:آرى،جايز است مطلقا،در قبال تفصيلات بعدى.پس از شيخ هم گروهى از وى پيروى نمودهاند،از جمله خود جناب مظفر كما سيأتى.
٢.آخوند صاحب الكفايه قائل به تفصيل شده.
٣.ميرزاى نايينى،استاد جناب مظفر هم تفصيل ديگرى دارد.
جناب مظفر،سخن شيخ را فعلا تبيين نمىكنند بلكه در پايان بحث،به بيانى كه مورد پسند خودشان است،مطلب را تقرير مىفرمايند.فعلا بيان قول آخوند و سخن مرحوم نايينى رحمه اللّه.
اما تفصيل آخوند:مقدمه:
حكم عقل دو قسم است:
١.حكم عقل ضرورى،٢.حكم عقل نظرى.
ضرورى آن است كه عقل،بدون تأمل و صغرا و كبرا ساختن،آن حكم را درك مىكند،يعنى از بديهيات است.مثلا مولى گفته«اكرم العلماء».عبد با عقلش مىفهمد كه مولى،علماى اقصى نقاط زمين را از او نخواسته بلكه علماى شهر يا كشور خودش را خواسته است؛يا مىفهمد كه مولى،علماى مسلمان را خواسته نه علماى كافر و بىدين را و...
نظرى آن است كه عقل،بدون استدلال و صغرا و كبرا چيدن و دقت نمودن،به آن احكام نمىرسد؛كه مثالش را خود آخوند زده(سيأتى).
با توجه به اين مقدمه،مىگوييم:اگر مخصص لبى از احكام عقل ضرورى باشد، يعنى از امورى باشد كه خود عبد بلافاصله مىفهمد،و مولى هم توجه داشته به اين حكم،ولى چون واضح و روشن بوده لذا نياورده است،و با اينكه در مقام بيان تمام مقصودش بوده،ولى به وضوح آن اعتماد نموده و نياورده(مثل مثال مقدمه)،در