شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣١٣ - ٩- تخصيص عام با مفهوم
آمد و دلالت كرد كه حتما بايد عقود به لفظ ماضى باشد و به لفظ مضارع نبايد باشد.
حال،اين دليل،بالاولويه دلالت مىكند كه به لفظ غير عربى نبايد باشد،به جهت اينكه وقتى به لفظ مضارع عربى صحيح نبود،پس به لفظ غير عربى،به طريق اولى صحيح نيست(البته در اين مثال،اولويت خيلى روشن نيست لذا تعبير به قد قيل شده و شيخ در مطارح فرموده:كما عن بعض مشايخ مشايخنا).
ب.مولى فرمود:اكرم الناس.اين عام است و شامل مىشود انسان عالم و جاهل را، عادل و فاسق را؛و سپس فرمود:لا تكرم الفساق من العلماء.اين دليل،به مفهوم موافقت،دلالت مىكند كه به طريق اولى اكرام جاهل فاسق حرام است.چون عالم فاسق،رتبهاش از جاهل فاسق،به واسطۀ علم،بالاتر است،اگر او اكرامش حرام است، پس جاهل فاسق به طريق اولى اكرامش حرام است.
اما اگر اين مفهوم(كه اخص مطلق است)مفهوم مخالفت كلام باشد،مثلا در سورۀ يونس،آيۀ ٣٦،فرموده: إِنَّ الظَّنَّ لاٰ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً ؛كه اين كلام عام است و مىگويد:هر نوع ظن،از هر راهى به دست آيد،اعتبارى ندارد،حتى ظن حاصل از خبر واحد عادل.
ولى آيۀ ديگر در سورۀ حجرات،آيۀ ٦،فرموده: إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا .
مفهومش اين است كه اگر عادل خبرى آورد،بدون تبيين قبول كنيد.اين مفهوم مخالفت نسبت به آن منطوق اخص است.
او مىگفت:ظن و گمان مطلقا ارزش ندارد.
اين مىگويد:گمان حاصل از خبر عادل،ارزش دارد و حجت است.
يا مثلا در حديث آمده:كل ماء طاهر.اين عام است و شامل مىشود ماء قليل را و ماء كثير را،به حد كر رسيده باشد يا نه؟با نجس ملاقات كرده باشد يا نه؟سپس حديث ديگرى فرموده:الماء اذا بلغ قدر كر لم ينجسه شىء،كه مفهومش اين است كه اگر به حدّ كر نرسيده باشد،با ملاقات با نجس،متنجس مىشود.اين مفهوم نسبت به آن منطوق اخص است.
اينجا محل بحث است كه آيا باز هم خاص مفهومى بر عام منطوقى مقدم مىشود