شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٨١ - ٧- مواضع مشكوك
در رابطه با اين آيۀ شريفه،بعضى از علما فرمودهاند كه آيه از ناحيۀ كلمۀ«قطع» اجمال دارد زيرا قطع،گاهى اطلاق مىشود بر ابانه و جدا كردن شيئى از شىء ديگر:
مثلا: مٰا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ... فَبِإِذْنِ اللّٰهِ و گاهى اطلاق مىشود بر جرح،مثلا شخصى با چاقو دست خود را زخمى و مجروح نموده،مىگوييم:«فلان قطع يده»اى جرحها.
بنابراين،عند الاطلاق،اجمال پيدا مىكند كه مراد كدام يك از اين دو است؟
برخى ديگر از بزرگان فرمودهاند:اين آيه از ناحيۀ كلمۀ«يد»اجمال دارد زيرا يد، گاهى اطلاق مىشود بر كل عضو،از سر انگشتان تا شانه،و گاهى اطلاق مىشود بر انگشتان دست و گاهى تا مچ و گاهى تا آرنج اطلاق مىشود.لذا عند الاطلاق،اجمال پيدا مىكند كه كدام يك از اين مراتب عديده اراده شده است.
جناب مظفر مىفرمايد:
به نظر ما،آيۀ شريفه از ناحيۀ كلمۀ«قطع»هيچ اجمالى ندارد به جهت اينكه متبادر از لفظ قطع،هميشه و همه جا عبارت است از فصل و جدا كردن،حتى در موردى هم كه جراحتى وارد شده،اگر كلمۀ قطع به كار مىبرند،باز به معناى خودش است،يعنى جدا كردن،چون بخشى از گوشت و پوست بدن را جدا كرده از هم،اما در اينجا كلمۀ«يد»مجازا به كار رفته و به جاى اينكه بگويد«قطعت بعض يدى»،گفته«قطعت يدى»؛ ولى در كلمۀ«قطع»مجازگويى نشده است.
اما از ناحيۀ كلمۀ يد:انصاف آن است كه اين كلمه،لو خلى و طبعه،يعنى قرينهاى همراه او نباشد،ظهور دارد در كل عضو و متبادر از آن كل العضو است من رءوس البنان الى المنكب الاعلى.لكن اجماع قائم است بر اينكه در اين آيه كل عضو مراد نيست بلكه بعض العضو مراد است،و بعض هم مراتب كثيرى دارد.لذا كلام مجمل مىشود كه كدام يك از اين مراتب اراده شده؟آيا تنها سرانگشتان؟يا تنها انگشتان دست تا كف؟يا تا مچ؟يا تا مرفق؟
پس آيه از اين ناحيه اجمال پيدا كرده ثانيا و بالعرض،لكن خوشبختانه روايات معصومين عليهم السّلام اين اجمال را رفع نموده و دلالت دارند كه از اصول اصابع بايد دست