شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٢٠ - ١- معناى صيغه امر
است كه در طلب استعمال شده يعنى امر به معناى طلب دو قسم است:١.امر وجوبى و ٢.امر استحبابى.
مبحث دوم.صيغۀ امر يا هيئت امر
١.معناى صيغۀ امر
در اين بخش،دربارۀ صيغۀ افعل و مصاديق امر بحث مىكنيم و موضوع بحث ما:
صيغۀ افعل و ما فى معناها است.
منظور از صيغۀ افعل،كليۀ فعلهاى امر است چه امر غايب و چه حاضر،چه معلوم و چه مجهول،چه ثلاثى و چه رباعى،چه مجرد و چه مزيد فيه.پس صيغۀ امر، همۀ اينها را شامل مىشود.
و منظور از ما فى معناها يا نحوها،عبارت است از جملات ديگرى كه داراى معناى طلبى هستند.مانند آن دسته از اسماى افعالى كه به معناى فعل امر است و مانند جملههاى خبرىاى كه در مقام انشاست،چه جملۀ خبريۀ اسميه(مثل وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً و يا مثل إِنَّ الصَّلاٰةَ كٰانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتٰاباً مَوْقُوتاً و يا مثل«هذا مطلوب منك»)و چه جملات خبريۀ فعليه(مثل كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيٰامُ ، كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتٰالُ و يا مانند«يصلى،يغتسل»در مقام جواب دادن).
با روشن شدن عنوان بحث،مىگوييم كه در رابطه با هيئت امر و صيغۀ افعل،ما يازده بحث داريم:
١.اولين بحث ما دربارۀ معناى موضوع له صيغۀ امر است:صيغۀ افعل در موارد فراوانى استعمال شده و بعضىها ١٥ معنا برايش ذكر نمودهاند(مانند مرحوم ملا صالح در حاشيۀ معالم،صفحه ٣٩)و جناب مظفر به برخى از آنها اشاره مىكنند:
الف.يكى از آنها بعث و تحريك و طلب است.مثل: أَقِيمُوا الصَّلاٰةَ ، أَوْفُوا بِالْعُقُودِ .
ب.يكى ديگر از آنها تهديد و تخويف است.مثل: اِعْمَلُوا مٰا شِئْتُمْ ، قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلاً .