شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٥٧ - اقسام عام
فى حد نفسه شامل اين افراد نمىشد كه خروج موضوعى دارند.
مثلا وقتى مىگويد:اكرم العلماء،اينجا جهال تخصصا بيرون هستند و نيازى به تخصيص ندارند.نظير استثناى منقطع كه:جاءنى القوم الا حمارا باشد.حمار،از اول، داخل در قوم نبود تا بعد استثنا شود بلكه از اول،بيرون بوده است.
نكته:عام و خاص(همانند«مطلق و مقيد»و«مجمل و مبين»)از امور نسبى است.
اى چهبسا عنوانى،نسبت به ما دون خويش،از افراد عام است ولى نسبت به ما فوق خودش(كه عنوان كلىترى باشد)خاص است.
مثلا:عالم،نسبت به افراد خودش،عام است كه شامل فاسق و عادل از علما مىشود ولى نسبت به انسان،خاص است چون انسان شامل جاهل هم مىشود به خلاف عالم.و قس على هذا فعلل و تفعلل.
اقسام عام
عام به طور كلى به سه قسم منقسم مىشود:
١.عام استغراقى،٢.عام مجموعى،٣.عام بدلى.
قبل از بيان اين اقسام،بايد بدانيم كه اختلاف است ميان علما در اينكه آيا اين اقسام سهگانه،براى عام است فى نفسه،يعنى با قطعنظر از تعلق گرفتن حكم شرعى به آن، و يا اين اقسام از براى عام،به اعتبار تعلق گرفتن حكم است به عام(كه تعلق حكم، تابع ملاك است).
و چون ملاك،سه نحوه ممكن است بوده باشد،لذا نحوۀ تعلق گرفتن حكم به عام، سهگونه خواهد بود.
و در هنگام حكم نمودن،مولى عام را سهگونه لحاظ خواهد نمود،وگرنه عام در همه جا به يك معناست و هو شمول ما يصلح لانطباق هذا العنوان عليه؟
برخى از علما(مانند شهيد صدر)قول اول را گرفتهاند و برخى هم(مانند صاحب كفايه)قول ثانى را گرفتهاند.
جناب مظفر همين عقيده را دارد.لذا مىفرمايد:
ينقسم العام الى ثلاثة اقسام باعتبار تعلق الحكم به.