شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٥٨ - اقسام عام
اينك تعريف اين سه قسم:
عام استغراقى آن است كه حكم شرعى در آنجا ثابت باشد براى جميع افراد موضوع،آنهم به اين كيفيت كه هر فردى مستقلا و علىحده موضوع حكم باشد و حكم،اگرچه به صورت ظاهر،واحد است ولى به سيرت و در باطن،به تعداد افراد موضوع،انحلال پيدا مىكند و در نتيجه،هر فردى از افراد،به تنهايى،امتثالى و عصيانى دارد.مثلا مولى مىفرمايد:اكرم كل عالم.اين وجوب اكرام،براى هر فردى از افراد عالم و هر انطباقى از انطباقات او و هر مصداقى از مصاديق او جداگانه ثابت است.و اگر در خارج صد نفر عالم وجود دارد،اين مكلف اگر هر صد نفر را اكرام نمود،صدتا امتثال حاصل مىشود و اگر هيچكدام را اكرام ننمود،صد عصيان صورت مىگيرد و اگر پنجاه نفر را اكرام نمود،پنجاه امتثال و پنجاه عصيان صورت مىگيرد و هكذا...
عام مجموعى آن است كه حكم شرعى در آنجا ثابت باشد براى مجموع افراد موضوع من حيث المجموع.به اين معنا كه مجموع افراد،روىهمرفته يك موضوع مركب را تشكيل مىدهند و يك حكم بر مجموع آنها بار است و در نتيجه،در عام مجموعى،اگر همۀ افراد اتيان شد،يك امتثال تحقق مىيابد.و اگر همه اتيان نشد، مساوى است كه هيچكدام از افراد اتيان نشود و يا بعض اتيان شود دون بعض، درهرصورت يك عصيان تحقق پيدا مىكند.
مثلا مولى فرموده:آمن بالائمة عليهم السّلام؛يا:آمن بالانبياء؛يا:آمن باصول الدين...در اين موارد ايمان به مجموع بما هو مجموع لازم است و متعلق حكم است،يعنى به همۀ ١٢ امام عليهم السّلام يا به تمام ١٢٤٠٠٠ پيامبر يا تمام اصول پنجگانه،ايمان بياور.
پس اگر شخصى به امامت ١١ امام عليه السّلام معتقد باشد ولى امامت امام دوازدهم را انكار كند،اين كأن به هيچ امامى ايمان نياورده و امتثال حاصل نمىشود.هكذا در انبياء و اصول دين...
عام بدلى آن است كه حكم شرعى در آنجا ثابت باشد براى يك فرد از افراد موضوع على البدل؛به اين معنا كه در واقع يك فرد از افراد عام،موضوع اين حكم