شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٩ - هنگامى كه شرط متعدد و جزا واحد باشد
خفى الاذان فقصر.باز تعارض مىكنند و چون تعارض در مىگيرد،ناگزير هستيم در اين دو جملۀ شرطى،يكى از دو تصرف و اصلاحيه را انجام دهيم.
هر جملۀ شرطىاى داراى دو ظهور است؛يك ظهور از ناحيۀ شرط در جملۀ شرطى؛و يك ظهور از ناحيۀ جزا در آن.
ظهور جزا،در بحث بعدى خواهد آمد.
اما از ناحيۀ شرط،باز دو ظهور و دلالت دارد؛يكى اينكه ظهور در استقلال در سببيت دارد؛يعنى ظاهر اين شرط مذكور در جملۀ شرطى آن است كه مستقلا همين شرط،سببيت دارد و به عبارت ديگر،تمام السبب،همين است نه اينكه اين شرط، جزء سبب باشد و جزء ديگرى هم بوده كه مصلحت حكم در جزا،بر هر دو مترتب بوده و مولاى حكيم آن را ذكر نكرده.و ديگر اينكه ظهور در انحصار در سببيت دارد يعنى ظاهر شرط مذكور در جمله آن است كه منحصرا همين شرط سببيت دارد و يگانه سبب همين است و شرط ديگرى نيست كه بتواند جانشين اين شرط شود و مصلحت حكم بر او هم بار شود و مولاى حكيم او را بيان نكرده باشد.و اين دو ظهور مذكور(يعنى ظهور در استقلال و ظهور در انحصار)هر دو از ناحيۀ اطلاق كلام و به توسط مقدمات حكمت دانسته مىشود كما ذكرنا در اول همين مبحث،ظهور اول، مقابلش تقييد به«واو»است و ظهور دوم،مقابلش تقييد به«او»است.
با توجه به اين مقدمه،مىگوييم:
ما به منظور رفع تعارض ما بين منطوق هريك از دو جملۀ شرطى با مفهوم جملۀ ديگر،ناگزير هستيم در يكى از اين دو ظهور تصرف كنيم و دست از احد الظهورين برداريم:
١.يا بايد از ظهور شرط در استقلال در سببيت رفع يد كنيم و بگوييم در اينگونه موارد كه دو جملۀ شرطى يا بيشتر داريم و جزايشان واحد است آنهم قابل تكرار نيست؛در اينجاها شرطها استقلال ندارند بلكه هركدام جزء سبب هستند و به توسط«واو»عاطفه اينها را مقيد كنيم و بگوييم در حقيقت،اين دو جملۀ شرطى، همانند يك جملهاى هستند كه مقدم يا شرط آن جمله،مركب از دو امر است؛يكى