شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٨ - هنگامى كه شرط متعدد و جزا واحد باشد
گاهى جملۀ شرطى،يك جمله است.
گاهى متعدد است يعنى دو جمله و يا بالاتر.
آنجا كه متعدد باشد.
گاهى شرطها و جزاها همه متعدد و متفاوتند.
گاهى جزاها متفاوت و شرطها متحدند.
و گاهى شرطها متعدد و جزا واحد است.
الآن بحث ما در همين شق رابع است.پس مىگوييم:
هرگاه دو جملۀ شرطى(يا بيشتر)وارد شود كه شرطها متعدد باشد ولى جزاء واحد باشد،اين خود دو صورت دارد:
١.گاهى جزاء قابل تكرار نيست.مثل اينكه در روايات آمده:اذا خفى الاذان فقصر و اذا خفيت الجدران فقصر.شرطها يكى خفاى اذان است و يكى خفاى جدران است ولى جزاى هر دو«فقصر»است و اين جزا هم قابل تكرار نيست به جهت اينكه صرف الوجود طبيعت صلاة قصر مطلوب است و صرف الشىء لا يتثنى و لا يتكرر، قابل تكرار نيست؛يعنى امتثالا و به قصد قربت،تكرار ندارد و الا مىتوان دو بار انجام داد كه اگر بار ثانى به قصد قربت باشد،بدعت است و اگر بىقصد باشد،لغو است و عبث.
٢.و گاهى جزا قابل تكرار است.مثل اينكه فرموده باشد:اذا اجنبت فاغتسل و اذا مست ميتا فاغتسل.كه جزا(كه اغتسال است)قابل تكرار است و مىتوان دو بار انجام داد كه هر دو امتثال باشد.
اما قسم اول:از آنجا كه جزا قابل تكرار نيست،اگر جملۀ شرطى در اينگونه موارد داراى مفهوم باشد،ما بين دو جملۀ شرطى تعارض واقع مىشود اما تعارض، ما بين منطوق هركدام با مفهوم ديگرى است؛به اين بيان كه جملۀ اول،مفهومش مىشود اذا لم يخف الاذان فلا يجب القصر سواء خفيت الجدر ان ام لا.ولى منطوق جملۀ ثانيه مىگويد اذا خفيت الجدران فقصر.
تعارض به نحو عام و خاص مطلق متقابلا مفهوم جملۀ ثانيه مىشود:اذا لم تخف الجدران فلا يجب القصر سواء خفى الاذان ام لا و منطوق جملۀ اولى مىگويد:اذا