درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٧٨ - ٢- تعامل سازمان و محيط
بر مبناى اصول فرهنگى قرار دارد. چنانچه وبر آلمانى بر قدرت اداره، فايول فرانسوى بر قدرت اشخاص و فالت امريكائى بر ماهيت موقعيتى قدرت تأكيد مىكنند. به طور كلى هوفستد خاطرنشان مىكند كه:
«آنچه كه امروزه به عنوان تئورى سازمان در دسترس است اكثرا توسط امريكائيان نوشته شده است و به همين دليل مضامين فرهنگى يك جامعه خاص را منعكس مىكند. گردآورى ١٥ نوشته از نويسندگان عمده اروپائىHophsted تفاوتهاى چشمگير در كانون توجه حوزه فرهنگى را نشان مىدهد.
مؤلفانى از اروپاى لاتين بر قدرت و اروپاى مركزى شامل آلمان بر صداقت و اروپاى شرقى بر كارايى و اروپاى شمالى بر تغيير تأكيد دارند در حاليكه اروپاى غربى شامل انگليس و هلند كليه موارد فوق را كم و بيش دربر دارد و بيشتر از ديگران به جمعآورى دادهها مىپردازد، كارى كه در ايالات متحده امريكا مشاهده مىشود.»
البته باورهاى فرهنگى نه تنها بين جوامع بلكه داخل جوامع هم متفاوت مىباشد و يك جامعه كاملا توسعه يافته و تخصصى مانند امريكا شامل ارزشها و سيستمهاى معانى چندگانه و گوناگونى مىباشد. فرهنگها با مناطق، گروههاى قومى، طبقات، جوامع حرفهاى و نژادها همراه مىباشند. به همين ترتيب باورهاى فرهنگى بين حوزهها و بخشهاى سازمانى هم در زمينه مضامين و هم درجه توافق متفاوت مىباشند. بخصوص آن دسته از سيستمهاى اعتقادى حائز اهميت مىباشند كه اهداف با ارزشهاى اشتراكى حاكم بر رشته را تعريف مىكنند، ارزشهايى كه مبانى تعريف سلطه را ارائه مىدهد. در برخى عرصهها مانند خدمات پرسنلى، خدمات هوايى محلى، اهداد ممكن است نسبتا بدون بحث باشند، در موارد ديگر مانند دادرسى جنايى ممكن است جدال عميقى در مورد ماهيت رسالت آنها وجود داشته باشد. همچنين نظريات مربوط به وسايل قابل دسترس براى پىگيرى اهداف حائز اهميت است. تئورىها در عمل همانند افزارهاى واقعى [مهم] مىباشند. در برخى