درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٢٣ - تداوم تاريخ و حيات طبيعى سازمان
تأكيد بر اين تعريف فراگير از سازمان كه سازمان يك مجموعه از نيروهاى جامع و مسلط بر ما است تعريفى كه چندان بيفايده نبوده و ضمن حفظ هويت و استقلال انواع سازمان، ويژگيهاى بنيادين و مشترك آنها را جهت تنظيم يك تعريف جامع از سازمان لحاظ مىدارد و نهايتا به تعبيه چارچوب راهبردى سازمانها براى اهداف ويژه بيانجامد. بعنوان مثال برخى از سازمانها بشدت به عنايت نخبگان پرقدرت وابستهاند، برخى ديگر به اندازه قابل ملاحظهاى استقلال داشته و بعضى نيز در خلا استقلال بدون قدرت بسر مىبرند. سازمانهاى بزرگ تجارى و صنعتى بسيار مستقلاند و لذا فرايندهاى رهبرى در آنها متمايزند. در اين سازمانها، تكنولوژى جايگاه مهمترين داشته و براى افزايش كارآيى، ديوانسالارى نقش عمده و اساسى وجود دارد. و بسيارى از مؤسسات كوچك رفاهى وجود دارند كه نشان مىدهند فعاليتهايى درباره برخى از مسائل در حال انجام هستند، اما دقت چندانى ندارند كه آن كارها چه بوده و چه تأثيراتى دارند. كسانيكه منابع سازمان را كنترل مىكنند (قانونگذاران، هيئتهاى مذهبى و امثال اينها) تنها مراقب اين هستند كه آن كارهايى كه در حال انجام هستند موجب رسوايى نبوده و هزينه زيادى نداشته باشند. باز در اينجا، محيط براى رهبرى، دانش فنى و ساختار تفاوت يافته و نظريات صورى جذاب و غيرممكن است هدف اصلى را تأمين نكنند. براى اين تأكيد بجا و مناسب، مىتوانيم از مكتب نهادگرا نام ببريم. اين مكتب به ما يادآور مىشود كه چگونه سازمانها بشدت تفاوت يافته و مبانى وسيع لازم را براى طبقهبندى خود فراهم مىآورند.
تداوم تاريخ و حيات طبيعى سازمان:
نظريه نهادگرا اين امكان واقعى را اشعار مىدارد كه حداقل برخى از سازمانها بخودى خود و بدون لحاظ علائق كسانيكه آنها را كنترل مىكنند به حيات خود ادامه مىدهند همه سازمانها با درجات مختلف اينگونه عمل مىكنند اما در مورد برخى از