درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١١٠ - ٣- نگرش فراظاهر در مكتب نهادى
به دلائل ديگرى معلوليت جدى پيدا كردهاند باشند، توجه اين مؤسسات به آنها كمتر خواهد بود. در عوض، آنان «نابينايان مطلوب» يعنى نابينايان جوانى كه شانسهاى شغلى چندى دارند را ترجيح مىدهند زيرا اخذ پول از آنها آسانتر مىباشد. اين مؤسسات با جلب دلهاى افراد خوش قلب و تطميع و وعدهدادن به افراد سخت دل، منابع مالى فراهم مىكنند. بهرحال شمار نابينايان مطلوب آنقدر زياد نيست و لذا اين مؤسسات بناچار بر سر تصاحب اين شمار اندك با يكدگر رقابت مىكنند. اين مؤسسات تلاش مىكنند به جاى دادن استقلال به نابينايان بعنوان بخشى از افراد خودگردان جامعه، هدف اصلى خود را وابسته ساختن آنها به مؤسسات قرار دهند.
ديويد سادنو با نگاهى بر رويههاى قضايى در يك ناحيه پرتمركز شهرى از «وست كوست» دريافته است كه رويههاى استماع گزارش اتهامات افراد متهم جرائم كيفرى، كاملا شبيه يك خط توليد انبوه بوده است. دادايار و وكلاى مدافع (خوانده دادگاه)، بطور معمول، افرادى كه بايد از ايشان دفاع مىشد را بر مبناى اعتماد ظاهرى ردهبندى كرد. خواندهها را متقاعد مىساختند كه بايد هزينههايى نزديك به آنچه افراد بازداشتى مىپردازند را تقبل كنند و بالاخره اينكه بايد ديدگاه و اطلاعاتى راجع به رويه و روندهاى تنفيذ آنها را داشته باشند. هريك از خواندهها از نزديك وكيل مدافع، نزد وكيل مدافع ديگرى فرستادهشده و نيز جهت اتمام روند قضايى از يك مرحله به مرحله ديگر عبور مىكردند. اما هيچگاه براى پرداخت هزينهها توجيه كافى و ربط وثيق نمىيافتند اگر يكى از خواندهها اعتراض كرده و مىخواست هزينهها را نپردازد، يك گروه ويژه از داديارها، مورد وى را از سر انتقام و تلافى بررسى كرده و اشكال تراشى مىكردند. بدينگونه منافع ناشى از افزايش كارآيى و تسريع روندهاى قضايى افزايش مىيافت اما آنچه اساسا منتفى مىشد عدالت بود.
تحليلهاى مشابهى از زندانها، مدارس بازپرورى و بيمارستانهاى عقبافتادگان ذهنى انجام گرفته است.
در مطالعه «گرى و مسلى» در خصوص سيستم خدمات گزينشى در اواسط دهه