درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٥ - ١- واژه شناسى
هدف يا اهداف مشترك و معين به اجرا مىگذارند.[١] ما در نهاد نوعى تعهد اخلاقى- به جاى هدف مشترك- عامل تلاش گروهى براى ارائه خدمات اساسى همگانى مانند آموزش و بهداشت به مردم است.
از ديگر مفاهيم مرتبط، «تشكيلات» مىباشد. «تشكيلات» نيز معادل واژه» organization «نهاده مىشود و به معناى ساختار سازمان مىباشد. علاوه براين، به شكل معين سازمان كه نشانگر چگونگى ارتباطات، نحوه تقسيم وظايف و اختيارات و مسئوليتهاست نيز اطلاق مىگردد.[٢] اين واژه نيز همان محدوديتهاى واژه سازمان را دارد و نمىتواند معادل واژه نهاد باشد.
يكى از رايجترين و نزديكترين بر برابرهاى واژه نهاد در زبان فارسى واژه مؤسسه است. با توجه به معانى مختلف واژه مؤسسه در فرهنگهاى لغت فارسى (بنگاه، بنياد، سازمان و نهاد[٣] يا تاسيسشده، بنياد نهاده، بنگاه، سازمان و اداره)[٤] و با عنايت به تعاريف نهاد و مقايسه واژه نهاد با موسيه مىتوان گفت كه موسسه فقط يك بعد از ابعاد نهاد را داراست و آن هم بعد ايجادى است، در واقع موسسه نيز مانند نهاد، بناشده و ايجاد گشته است.
نقطه افتراق نهاد و مؤسسه در محتواى آن است. در واقع، موسسه عمدتا براى تامين و ارائه خدماتى خاص ايجاد مىشود و مبتنى بر ساختار ادارى و تشكيلات سازمانى نوعا مشابه است كه طبعا با تامين شدن خدمات مربوط، فلسفه وجودى موسسه نيز مخدوش مىشود.
اما نهاد، علاوه بر ساختار مادى داراى ابعاد محتوايى است كه اين محتوا رابطه ارزشى و درونى با جامعه دارد و مخدوش شدن آن حاكى از تحول نظام ارزشى
[١] - مبينى، صغرى- فرهنگ واژهها و اصطلاحات مديريت و سازمان، وزارت كشاورزى، سال ١٣٧٠، ص ١١٤.
[٢] - مبينى، همان منبع، ص ٦٦.
[٣] - دهخدا، على اكبر- لغتنامه فارسى، جلد سيزدهم، سال ١٣٧٣، ص ١٩٢٤٨.
[٤] - معين، محمد- فرهنگ فارسى، جلد ٦، سال ١٣٧١، ص ٣٧٥٤.