درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٤٧ - ٣- نظريه سيستمهاى همكارى بارنارد
٣- نظريه سيستمهاى همكارى بارنارد[١]
«بارنارد» يك محقق نبود. او يك مدير اجرايى و مدير عامل شركت تلفن «نيوجرسى» بود. وى بطور منظم با گروه روابط انسانى در هاروارد از جمله «مايو»، «روتليسبرگر» و «هندرسون» در ارتباط بود.
تأثير «بارنارد» در بحث روابط انسانى بسيار عظيم بود و رساله او يكى از نخستين تلاشهاى سيستماتيك در جهت تشريح نظريه «روابط انسانى» بود. نظريات بارنارد به ديدگاههاى روابط انسانى كمك شايانى كرد و مبانى ديدگاه نهادگرايى «سلزنيك» و نظريه تصميمگيرى «سايمون» را طرح كرد. بارنارد تأكيد داشت كه سازمانها اساسا سيستمهاى همكارى مىباشند كه فعاليتهاى افراد را در خود منسجم مىكنند.
«بارنارد» سازمان رسمى را «نوعى همكارى آگاهانه، عمدى و هدفمند بين افراد» تعريف كرد. اين تعريف، دو فكر مجزا را دربر مىگيرد: اول اينكه سازمانها بر مبناى تمايل افراد به مشاركت بنا شدهاند و افراد بايد به مشاركت ترغيب شوند.
محركهاى گوناگونى براى انگيزش آنان به انجام چنين عملى به كار مىرود كه شامل پاداشهاى مادى، فرصتهاى شناخته شدن، شخصيت، قدرتشخصى و جذبههاى مربوط به آن مىباشد. اين ترغيب از نظر كمى نيز بايد كافى باشد گرنه سازمان نمىتواند به بقاى خود ادامه دهد. دوم اينكه محرك خاص براى همكارى در مؤسسه هرچه كه باشد، تلاشها بايد در جهت يك مقصد مشترك هدايت شوند.
«القاى» باور به وجود واقعى يك مقصد مشترك، وظيفه اساسى مديران اجرايى است.
«بارنارد» نمونههاى زيادى را خاطرنشان مىكند كه در آن، رهبران ادعاى قدرت مىكنند اما در كسب اطاعت، شكست مىخورند. اين امر بدينعلت است كه قدرت
[١] - اقتباس از:
اسكات، ريچارد- سازمانها: سيستمهاى عقلايى، طبيعى و باز، ترجمه: حسن ميرزايى اهرنجانى و فلورا سلطانى تيرانى، انتشارات دانشكده مديريت دانشگاه تهران، ص ١١٥- ١١٨.