درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٣٣ - ٢- ٤- نهاد در حوزه علم حقوق
تشكيل مىدهند. اين نهاد بر همه افراد جامعه تحميل نمىشود و ممكن است پس از مدتى از بين برود يا نقش خود را به موسسه ديگرى بسپارد. به عنوان مثال تعليم و تربيت، يك نهاد اجتماعى است كه از بين نمىرود، ولى فلان آموزشگاه يا مؤسسه آموزشى را نمتوان يك نهاد اجتماعى دانست".[١]
دكتر روح الامينى از رابطه فرهنگ و نهاد به عنوان رابطه عموم و خصوص مطلق ياد مىكند؛ بدينمعنى كه تركيب و هماهنگى نهادهاى اجتماعى است كه فرهنگ يك جامعه را تشكيل مىبخشد و هيچ نهاد اجتماعى را نمىتوان يافت كه خارج از فرهنگ جامعه باشد."[٢]
٢- ٤- نهاد در حوزه علم حقوق
بنابه نظريه گروهى از حقوقدانان، «نهاد» عبارت است از مجموعهاى از قواعد و دستورهاى سياسى و حقوقى كه اثر تركيب و تأليف قواعد عرفى و قانونى به وجود آمدهاند. شرط تحقق مفهوم نهاد اين است كه اين قواعد چون تار و پود در تشكيل نسج نهاد، درهم تنيده شوند، هماهنگ گردند و با يكديگر ارتباط منطقى براى هدف خاصى پيدا كنند تا بتوان نام نهاد را بر آنها گذارذ.[٣]
قلمرو گسترده نهادها، نمودار اين واقعيت است كه قواعد و مقررات حقوقى و سياسى نيز از حوزه آن بيرون نيستند. قاعدهگذارى حقوقى و سياسى يا برحسب عرف و سنت در طول تاريخ بشرى آرامآرام چهره نمودهاند و به گونهاى الزامآور بر مردم تحميل گرديدهاند و يا بوسيله سازمانهاى تقنينى، مراحل تصويبى خود را طى كرده و مورد متابعت قرار گرفتهاند. نتيجه آنكه حقوق را نيز مىتوان در قالب
[١] - روح الامينى، محمود- زمينه فرهنگشناسى، انتشارات عطار، ١٣٧١، ص ٤٣.
[٢] - همان، منبع، ص ٤٣.
[٣] - قاضى، ابو الفضل- حقوق اساسى و نهادهاى سياسى، انتشارات دانشگاه تهران، سال ١٣٧١، ص ١٠.