درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٥٥ - ٦- ديدگاه نهادى سلزنيك
٦- ديدگاه نهادى سلزنيك[١]
از صاحبنظران بنام اين حوزه مىتوان از «سلزنيك» نام برد. فيليپ سلزنيك دانشجوى بوركراسى مرتن در كلمبيا و پيرو روشنفكر «ميشل و بارنارد»، مدل سيستم طبيعى خاص خود را توسعه داد. كار سلزنيك به وسيله شمارى از دانشجويانش مانند «برتون كلارك»(clark) ، «چارلز پرو» و «مالير زالد» توسعه يافت.
اخيرا چارچوب (نظرات) وى براى ايجاد يك مكتب مهم از تئورى و تحقيق سازمانى اقتباس گرديده و توسعه داده شده است. در اينجا كمكهاى اوليه سلزنيك و كارهاى اولين پيروان روشنفكرى وى طرح مىشود. سلزنيك برخلاف بارنارد به طور سيستماتيكى ديدگاه خود را در يك منبع واحد ارائه نداد. او نظرات خود را به طور پراكنده در كتب و مقالات متعددى منتشر كرد. از نظر او «مهمترين مسئله در مورد سازمانها آن است كه گرچه سازمانها وسيلههائى مىباشند اما هركدام براى خود حيات خاصى دارند». او با تحليلگران سيستم عقلائى درباره ويژگى متمايز سازمانهاى رسمى موافق است؛ بدينمعنى كه آنها ابزارهاى نظم يافته عقلائى براى رسيدن به اهداف مىباشند. اما اين ساختارهاى رسمى «هرگز نمىتوانند در احاطه بر ابعاد غيرعقلائى رفتار سازمانى موفق باشند». منشاء اين جنبههاى غيرعقلائى عبارتند از: ١- افرادى كه در سازمان به عنوان «يك كل» مشاركت مىكنند و صرفا براساس نقشهاى رسمى در چارچوب سيستم عمل نمىكنند. ٢- اين واقعيت كه ساختار رسمى تنها يك جنبه از ساختار اجتماعى واقعى است كه بايد خود را از طريق مختلف با فشارهاى نهادهاى محيط تطبيق دهد. به طور خلاصه فردگرائى سازمانى «به وسيله عدم توافق در ابزارهاى عمل» محدود مىگردد: افراد ويژگيهاى معينى را به سازمان مىآورند و به عنوان اعضاء براى خود تعهدات ديگرى نيز ايجاد مىكنند؛ به نحوى كه ظرفيت عمل عقلائى آنان را محدود مىكند. رويههاى سازمانى به نوبه خود ارزش هدف پيدا مىكنند، و سازمان در جريان برخورد با محيط، اهداف فعلى
[١] - اقتباس از: همان منبع، ص ١١٩- ١٢٥.