درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٤٤ - مقدمه
گيرند تا خدمت بهترى به انسان ارائه دهد. دسته سوم به موضوعات شناختى و ادراكى اهميت مىدهند. به عبارت ديگر، به نظر آنان درك، شناخت و برداشت افراد از ابزارها، نقش تعيينكنندهاى در بكارگيرى ابزارهاى علمى دارد. نقش تعيينكننده در ابزارهاى علمى درك و شناخت افراد و برداشت آنان از ابزارهاست. البته هركدام از اين دستهها به ساير محورهاى مورد نظر در ديگر دستهها هم توجه دارند، ولى شدت و غلظت آن كمتر است.
مبحث نهاد نيز با همين نگرش در عرصه علم مديريت و سازمان شروع شد.
نظريه نهادگرائى، سازمانها را به لحاظ ميزان ارتباط و پاسخگوئى به محيط نهادى و ارزشى بررسى مىكند و هرچه اين ارتباط گستردهتر باشد ميزان و درجه نهادى بودن آن سازمان بيشتر مىشود.
معمولا هنگامى كه صحبت از نهاد مىشود منظور سطح بررسى اكولوژيك است (يعنى سازمان در بين ساير سازمانها بررسى مىشود و كمتر به ابعاد ساختارى و روانشاسى اجتماعى آن پرداخته مىشود.)
در اين مطالعه كه شايد گستردهترين پژوهش (شامل پنج مطالعه موردى و نيز يك مطالعه ميدانى مىباشد) در ادبيات نهادگرائى مىباشد، براى غنا بخشيدن به نتايج، با مطالعه موردى اثرات نهاد بودن جهادسازندگى در ساختارها و روشها و محصولات و خدمات و افراد درگير در فعاليتها توجه شده است.
بطور خلاصه هدف اين تحقيق «تعيين ميزان نهادگرائى در جهادسازندگى» هست تا ضمن توجه به نتايج ساير تحقيقاتى كه درباره ويژگىهاى نهادى انجام شده است، اولا تعاريف عملياتى و متناسب با جامعه اسلامى از ويژگىهاى نهاد ارائه شود، ثانيا ويژگىهاى خاص نهاد در جامعه اسلامى شناسائى شود، و ثالثا مصداق عينى ويژگىهاى نهاد معرفى شود، رابعا نقش هر ويژگى در نهادى شدن جهادسازندگى مشخص شود و خامسا مؤلفههاى مؤثر در ظهور و بروز هريك از ويژگيها نيز بيان شود.