درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١١٤ - ٤- حيطه مطالعات مكتب نهادى
مىكند، اما بدليل اينكه؛ علائم بيماريهاى اجتماعى آسانتر و ايمنتر از علل آنها درمان مىشوند، نهادها و مؤسسات آسيبديده اجتماعى بيشتر از سازمانهاى آسيبرسان مورد توجه قرار مىگيرند.
نهايتا اين تأكيد و تمركز بر سازمانهاى كمتر مبهم معلوم الحال احتمالا معلول يكى از ويژگيهاى حرفه جامعهشناسى بعنوان يك كل نيز هست. جامعهشناسان به ارزشهاى اجتماعى علاقهمندند اما آنها بطور سنتى ارزشهاى اجتماعى را در قالب تجمعها و گروههاى اجتماعى- خانواده- گروههاى كوچك- شهرهاى كوچك- و يا در سازمانهايى كه با هياهوى بسيار از ارزشهاى جامعه انحراف و فاصله پيدا كردهاند همچون زندانها و بيمارستانها مطالعه مىكنند. دادهها و اطلاعات دانشگاهى چندان با صورت جارى و غيردانشگاهى تحليلهاى اجتماعى تفاوت ندارند. برنامههاى ويژه تلويزيونى در امريكا بر چنين مسائل اجتماعى همچون تبعيض نژادى، فقر، خشونت، آلودگى، اعتياد و گروههاى منزوى اجتماعى همچون كارگران مهاجر و يا سرخپوستان تمركز دارند. اما چرا تلويزيون در آمريكا معمولا مواردى همچون خود وسائل ارتباط جمعى، سازمانهاى كلان تجارى، روابط بين صنايع و ارتش، نخبگان برجسته و مؤسسات حرفهاى نيرومند خودگردان را ناديده مىگيرد. جامعهشناسان سازمان نيز موارد مذكور را ناديده مىگيرند. اين جامعهشناسان عليرغم اينكه اشتغال به مسأله ارزشهاى اجتماعى داشتند. امروزه مؤسساتى كه ارزشها را آفريده و يا آنها را تغيير دهند اگر نگوييم از آنها احتراز و دورى مىكنند مىتوان گفت آنها را فراموش كردهاند شركتهايى كه ديدگاه مردم را راجع به آنچه در حال وقوع است گزينش و بستهبندى مىكنند- مؤسسات ارتباط جمعى همچون سى. بى. اس.، آسوشيتدپرس، زنجيرههاى روزنامهاى، نيويورك تايمز- تقريبا بكلى فراموش شدهاند. غياب اين موضوعات از انباره مطالعات جامعهشناختى سازمانها امرى آشكار است.
بسيار شگفتآور است كه حجم وسيعى از اطلاعات ارزشمند راجعبه