درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٠٠ - ٢- نگرشهاى حاكم بر مطالعه ساختار سازمانى
ساير اعضاء ارتباط ضعيفى دارند. تصور سيستمهاى باز به سادگى ديدگاههاى مرسوم در مورد ويژگيهاى ساختارى سازمان را برهم نمىزند بلكه توجه را از ساختار به فرآيند معطوف مىسازند. به علاوه ديدگاه سيستمهاى باز به وابستگى متقابل سازمان و محيط بيشترين توجه را دارد. مدل سيستم باز به جاى ناديده گرفتن محيط كه در مورد سيستم عقلايى صادق بود يا تلقى به عنوان بيگانه و دشمن آنطور كه ويژگى نگرش سيستم طبيعى بود، بر رابطه متقابلى تاكيد دارد كه بين سازمان و عوامل بيرونى و محيطى وجود دارد. در اين نگرش، محيط به منزله منبع غايى مواد، انرژى و اطلاعات تلقى مىشود كه همه آنها براى مداومت سيستم حياتى است. در واقع محيط به نوبه خود منبع نظم تلقى مىشود. با ورود اين ديدگاه نگرش نسبت به سازمان بكلى تغيير يافت چنانچه امروزه تصور قديمى از سيستمهاى بسته، كامل و خودكفا دشوار است. در و پنجرههاى سازمان باز شد و صاحبنظران جديد بيش از هر زمانى به اهميت جريانات و ارتباطات حياتى كه سازمانها را به سيستمهاى ديگر مربوط مىسازند واقف هستند.[١]
حال به مقايسه سيستمها و كاركرد آنها مىپردازيم:
[١] اسكات، ريچارد- سازمانها: سيستمهاى عقلايى، طبيعى و باز، ترجمه: حسن ميرزايى اهرنجانى و فلورا سلطانى تيرانى، انتشارات دانشكده مديريت دانشگاه تهران، ص ١٦٦- ١٦٥.