درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٦٣ - ٧- ديدگاههاى؛ اسكات، برگر، مى ير، روان، زوكر و گريتس
رئيس سازمان است. براى يك سازمان فرصتطلب، منشاء مزبور همان جريان فرصتها و سودهاى كوتاه مدت بدست آمده در سازمان بوده و در خارج سازمان منشاء مزبور همان بازار داغ ارزشها و ترجيحات مصرفكننده است. ما ممكن است بطور منطقى از هر دو ديدگاه و مدل مهندسى و فرصتطلبى واهمه داشته باشيم. اما در مورد نهاد چه مىتوان گفت؟
در خصوص هر دوگونه او نهادها، هيچ تضمينى براى قابل محاسبه و يا مسئوليتپذير بودن وجود ندارد. سياست مديريت متعهدانه كوشش دارد ديدگاه خود را بر جهان تحميل نمايد؛ «جامعه جان بيرچ» و يا «مردان لحظهاى» چنين ارزيابى مىشوند، همچنين است بخشهاى جاسوسى ارتش و گروههاى افراطى «چپ جديد». شايد، اگر بتوانيم آنها را جزو نمونهها بدانيم.
٧- ديدگاههاى؛ اسكات، برگر، مىير، روان، زوكر و گريتس[١]
از اين دسته از صاحبنظران مديريت و سازمان به عنوان «نهادگرايان جديد» مىتوان ياد كرد. ديدگاه اين دانشمندان، متأثر از مبانى فلسفى ايدهآليستها و پديدار شناسى است. اجمالا به شرح ديدگاههاى آنان مىپردازيم.
اسكات: بحث «اسكات» در مورد نهاد، الگوها، حاملين، سطوح و ساير ويژگيهاى نهاد، مفصل و مبسوط است. در اينجا تنها به ذكر نظريه نهادى وى اكتفا مىكنيم و مىكوشيم در پايان بحث، نظريه نهادى را براساس چارچوب ارائه شده از سوى وى جمعبندى كنيم و ذيل نتيجهگيرى بياوريم.
از نظر اسكات، تئورى نهادى بر اهميت عناصر روانشناختى، سياسى و اجتماعى در مطالعه پديدههاى اجتماعى بطور اعم و در سازمانها بطور اخص
[١] - اقتباس از:
اسكات، ريچارد- سازمانها: سيستمهاى عقلايى، طبيعى و باز، ترجمه: حسن ميرزايى اهرنجانى و فلورا سلطانى تيرانى، انتشارات دانشكده مديريت دانشگاه تهران، ص ٢- ٢٠١.