درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٣٨ - ٣- علل پيدايش نهادهاى انقلاب
سازمان مطابقت داد. اما به لحاظ ويژگيها، خصائص و روابط انسانى داراى تمايزات ويژهاى از سازمانهاى موجود بودند كه هريك از آنها را در بخشى جداگانه بررسى مىنمائيم.
به عبارت ديگر از آنجا كه هميشه مفهوم الفاظ بيانگر سلسلهاى از ويژگيها مىباشند، اين واژه نيز در قالب مفهومى خود تجلى مىيابد. يعنى بواسطه پيروزى انقلاب و ضرورت يافتن تشكيل سازمانهاى جديد كه بتواند رسالت پيشبرد اهداف انقلاب را به دوش بكشند، نخستين قدم (پس از شكلگيرى سريع و مقدماتى) نامگذارى آنان بود اول نامگذارى تكتك آنها و سپس نامى كلى و عمومى براى همه آنها.
بنابراين واژه مشخص و تعريف خاصى براى آن از پيش مشخص نشده بوده است و تنها براى تمايز ميان سازمانهاى بجاى مانده از رژيم گذشته انتخاب مىگردد و در سالهاى بعد بتدريج تعريف و مشخص مىشود. حتى برخى اوقات شاهد آن بوده و هستيم كه به نهادها، ارگان هم گفته مىشود و چنانكه بيان شد، ارگان به مفهوم سازمان است و اين امر ناشى از مسئله مذكور است كه تنها داشتن واژه جديدى كه با سازمانهاى قبل از انقلاب مختلط نشود اهميت ويژهاى داشته است.
٣- علل پيدايش نهادهاى انقلاب
يكى از مهمترين شعارهاى انقلاب، استقلال و آزادى بوده است كه سرلوحه اهداف مبارزاتى ملت ايران قرار گرفته بود و براى دستيابى به اين هدف سالها كوشش پيگير به عمل آمد تا اين منظور عملى گردد. در يك نگاه كلى با پيروزى انقلاب نيمى از استقلال و آزادى بدست آمد. اما نيم ديگر آن در گرو حفظ و نگهدارى آن در تمامى ابعاد است.
از نظر مكتب انقلاب ملاحظه مىشود كه انقلاب ايران اساسا با بهرهگيرى از تعاليم ناب اسلام محمدى (ص) كه مردم ايران و خصوصا بانيان انقلاب، ساليان