درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٣٧ - ٢- تعريف نهاد انقلاب اسلامى
حدود و ثغور اين نهادها بدرستى مشخص شود و تداخلى در انتساب يا عدم انتساب به نهادهاى انقلابى صورت نگيرد.
تعريف نهاد انقلاب اسلامى براساس مصوبه مورخ ٦/ ١١/ ٦٤ مجلس شوراى اسلامى عبارت است از: «منظور از نهاد انقلاب اسلامى واحد سازمانى مشخصى مردم، بصورت خودجوش ايجاد گرديده و سپس بطور مستقيم يا غيرمستقيم مورد تائيد رهبرى، شوراى انقلاب، مجلس شوراى اسلامى، قرار گرفته است يا در اجراى قانون اساسى بعد از انقلاب تأسيس گرديده باشند.» البته چنانچه بخواهيم اصول فوق الذكر را در اين تعريف بنحو بهترى مشاهده كنيم و در عمل استفاده بهترى از آن داشته باشيم، مىتوانيم اجزاء متشكله آن را تعريف نمائيم. به اين منظور ملاحظ مىكنيم كه چهار ويژگى عمده در اين تعريف وجود دارد:
١- نهاد انقلاب بايد واحد سازمان مشخص باشد.
٢- تشكيل آن براساس ضرورتها و نيازهاى پس از پيروزى انقلاب باشد.
٣- نهادها مردمى باشند.
٤- فرمان و تائيد رهبرى و حكومت انقلاب اسلامى را داشته باشند.
انقلاب ما ضرورتها و نيازهاى جديدى را با خود به ارمغان آورده است كه مراجعى بايد پاسخگوى آن باشند و اين وظيفه بر عهده نهادهاى انقلاب گذاشته شده و براساس ويژگى خودجوشى و برخاستن از ميان توده مردم، به رفع نيازهاى آنان پرداخته است.
ويژگى ديگرى كه هويت يك نهاد انقلابى را اصالت مىبخشد، فرمان رهبرى و حكومت است، يعنى ما در اينجا به نهادهايى اصالت مىدهيم كه بگونهاى مورد تائيد رهبرى و دولتمردان و مراجع قانونگذارى قرار گرفته باشند.
توضيح آنكه نهادهاى انقلابى به لحاظ وسعت و اهميت تشكلى مشابه سازمانهاى موجود در قبل از انقلاب بودند و مىتوان آنها را تا حدودى با مفهوم