درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ١٤ - ١- واژه شناسى
١- واژهشناسى
با مراجعه به فرهنگهاى معتبر فارسى از جمله لغتنامه بزرگ دهخدا و فرهنگ لغت معين درمىيابيم كه واژه «نهاد» به دو صورت «نهاد» و «نهاد» و با معانى متفاوت آمده است. «نهاد» در برابر واژههاى سرشت، خلقت، طينت و فطرت و ...
قرار دارد و ناظر بر يك امر درونى است. در برابر «نهاد» نيز واژههاى مختلفى آمده است كه در دو مقوله ساختى و كاكردى قابل دستهبندى است. چنانكه «نهاد» در برابر آئين، رسم، شيوه و قاعده ناظر بر يك مقوله كاركردى است و «نهاد» در برابر ساخت، استمرار، بنياد و مؤسسه، معانى ساختى از «نهاد» را مراد مىكند. در هر صورت در هر دو مقوله كاركردى و ساختى، «نهاد» يك امر بيرونى است كه در برابر «نهاد» به عنوان امرى باطنى قرار مىگيرد.
گرچه در فرهنگهاى فارسى واژههاى سازمان، تشكيلات، بنياد و مؤسسه معادل واژه نهاد قرار داده شده است اما هريك ويژگيها و در نتيجه كاربرد متفاوتى دارد كه نمىتواند جايگزين واژه نهاد باشد از جمله:
«سازمان» عبارت است از يك رشته روابط منظم، پيچيده و منطقى بين گروهى از افراد كه به منظور رسيدن به هدف مشتركى برقرار مىگردد. مجموعهاى از افراد كه با كاربرد دانش و فنون و ابزار متنوع و ايجاد روابط متقابل گروهى، كوششها و فعاليتهاى هماهنگ و پيوستهاى را در قالب روابط متشكلى به منظور رسيدن به