درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٢٧ - حوزه اصالت تعريف اجتماعى
تعاريف اكثر جامعهشناسان از اين مفوهم تفاوت دارد. هرچند براى برگر و لاكمن پديدهها در مقياس وسيع نيستند ولى خارجى و جبرى هستند. آنها اظهار مىدارند كه نهادها كردار انسان را با ارائه مجموعهاى از الگوهاى از قبل تعيينشده مشخص مىكنند. اين نهادها در جريان تاريخ عينيت پيدا مىكنند. بهرحال وقتى «برگر و لاكمن» اين نهادها را در نظر مىگيرند ميل دارند كه درباره آنها بصورت عينى نيز فكر كنند. اين به آن معناست كه وقتى نهادها متبلور شدند، بعنوان موجود، جدا از افرادى كه آنها را بوجود آوردهاند باقى مىمانند."[١]
«برگر و لاكمن» مىگويند كه واقعيت اجتماعى، يك ساخت انسانى و محصول تعامل اجتماعى است. آنها براين موضع و ضرورت توجه به زبان و شناخت تاكيد مىكنند.
نظام سمبلها، واسط و ميانجى بوسيله فرآيندهاى اجتماعى و تعيينكننده راههايى است كه در آن كنشها، معانى مشابهى در خود و ديگران، توليد و تكرار مىكنند و بطور ثابت ظاهر مىشوند. آنها اين فرآيند را فرآيند «نهادينه شدن» تعريف مىكنند.[٢]
به علاوه، برگر و كلنر(Berger and Kellner) با تاكيد بر ابعاد شناختى نهاد مىگويند: هر نهاد انسانى، نوعى رسوبات است، چنانكه قبلا هم چنين بوده است.
يا به تصور ديگرآتبلور معنا در شكل عينى است.[٣] همانطور كه ملاحظه مىكنيم اين دو به بعد معنايى و شناختى نهاد توجه دارند. اين دسته از جامعه شناسان قائل به مشروعيت هستند. چنان كه «لاكمن و برگر» مشروعيت را بيانگر يك نظم ثانوى از معنا ميدانند. به زعم آنها نهادها در مراحل اوليهشان به عنوان الگوهاى تكرارى رفتار كه موجب ايجاد معانى مشترك در ميان مشاركت كنندگان مىشود، در نظر گرفته مىشوند. مشروعيت، نظم نهادى را بوسيله نسبت دادن اعتبار شناختى به معانى
[١] -
Ritzer, George, the Sociological Theory, Free Press, p: ٥٤٣.
[٢] -
W. Richard, Scott, Institution and Organization, London New Delhi, Delhi, Sage Publications, ٥٩٩١, p: ٣١.
[٣] -Ibid .p :١٤ .