درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٨٤ - ٣- تحليل تعامل سازمان و جامعه در بيان مكتب نهادى
كه فرضا امور كالج سنخوزه قويا در دستان رهبران ساير سازمانهايى كه در (شبكه مديران) بودند مىباشند.[١]
مشكل اين بود كه تصميمات روساى بسيارى از مؤسسات نابينايان اين بود كه نابينايان پير معلول و گروههاى اقليت را ناديده گيرند. ترديدى نداريم كه قدرت در اين سازمانها از بالا اعمال مىشود. البته مىتوان ترديد كرد كه آيا انگيزههاى گروههاى درونى مسئول اين سياستها هستند و يا احساس مأموريت و وظيفهمندى سازمان بمثابه يك كل مسئول اعمال اين سياستها هستند.
پرو مىگويد ما بايد بيشتر از خود سازمانها بترسيم تا آثار منفى آنها بر خودسرى و خود اثباتى اعضاء آنها. ما بايد بيشتر از خود سازمانها بترسيم تا تعويض و الغاء آرمانهايى كه ما به آنها نسبت مىدهيم و لذا فروضى كه ما راجع به ماهيت سازمانها اختيار كرديم- كه آنها را دستگاههاى تعاونى و يا دستگاههاى طبيعى ناميديبم- باعث شدند در ايجاد ارتباط بين سازمانها و جامعه با مشكل مواجه شويم.
[١] -
Perrow, charls, complex organizations, A cirtical Essay, New York, Random House, ٦٨٩١, p: ١٠٢.