درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٨٦ - فصل سوم فرآيند تحول نظريه نهادى
نوشتهها در مورد تئورى نهادى در سازمانها متعلق به «فيليپ سلزنيك» و دانشجويانش مىباشد. او به ساختار سازمانى به عنوان يك وسيله انطباقپذير مىنگرد كه در واكنش به خصوصيات و تعهدات اعضاء و همچنين در واكنش به تاثيرات و فشارهاى محيط خارجى شكل مىگيرد. نهادى كردن بر اين فرآيند انطباقپذير دلالت دارد. مهمترين معناى نهادى كردن، القاء كردن ارزشهاى ماوراى احتياجات فنى موجود مىباشد.
سلزنيك صريحا نهادى كردن را به عنوان يك فرآيند مىنگرد؛ به عنوان چيزى كه در طول زمان براى سازمان رخ مىدهد. او مشاهده كرد كه ميزان و حدود نهادى كردن در سازمانهاى مختلف فرق مىكند. مثلا سازمانهايى كه داراى هدفهاى كاملا مشخص هستند و عمليات تخصصىتر و فنىتر دارند كمتر در معرض نهادى شدن قرار مىگيرند، تا سازمانهايى كه فاقد اين وجوه هستند.
- نهادى كردن به عنوان فرآيند ايجاد واقعيت: به نظر «برگر و لاكمن» نهادى كردن، سه مرحله يا «لحظه» را دربر دارد. برونى كردن، صورت واقع دادن و درونى كردن.
به اين ترتيب، وقتى ما و همكاران ما اقداماتى به عمل مىآوريم «مرحله برونى كردن است.» زمانى كه ما با همديگر اقدامات را اينطور تغبير و تفسير مىكنيم كه داراى واقعيت مستقل از ماست «مرحله صورت واقع دادن است». به علاوه، پس از اين مرحله، دنياى واقعيت يافته توسط ما درونى مىشود و ما ساختارهاى ذهنى آگاهى را تعيين مىكنيم. «اين مرحله درونى كردن است». «زوكر» اظهار مىدارد كه نهادى كردن، هم يك فرآيند و هم يك متغير كيفى است. نهادى كردن فرآيندى است كه توسط آن، كنشگران آنچه را كه از نظر اجتماعى به عنوان يك واقعيت تعريف شده است انتقال مىدهند. ضمنا در هر مرحلهاى در اين فرآيند معناى يك اقدام مىتواند به عنوان يك بخش مسلم اين واقعيت اجتماعى تعريف شود.
بنابراين، اقدامات نهادى كه عينى و برونى هستند بايد درونى شوند.
- سيستمهاى نهادى به عنوان يك دسته از عناصر: در اين ويژگى اين امر مورد تاكيد