درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٦٠ - ٦- ديدگاه نهادى سلزنيك
از قدرتهاى خلاق خود براى شناخت و هدايت اين فرآيند استفاده كند.[١]
بنابراين «سلزنيك» ديدگاه پيچيدهترى از انواع سازمانها به كار گرفت. جدا از تمايز بين سازمان و نهاد، او صريحا سازمان غيرمنعطف، اختصاصى، و بدون خطا را كه اهدافش از مشاركتكنندگانش ناشى مىشود، از سازمان منعطف، انطباقپذير و خارجى، يعنى سازمانى كه با ا رزشهاى جامعه بارور مىگردد، متمايز مىكند. البته اين تمايز تكرار تمايز بين نهاد و سازمان نيست، زيرا نهادها نيز مىتوانند غيرمنعطف باشند. يكى از وظايف مهم رهبر نهادى پيوند دادن اعضاى سازمان به مديريت متعهد با مفهوم بالايى از هويت، هدف و تعهد است. به نظر مىآيد كه اين امر متضمن سازمان غيرمنعطف است كه تلاشهاى درونى گروههايش را به يكديگر پيوند مىدهد و صلاحيتهاى ممتازش را شدت مىبخشد. از سوى ديگر سازمان منعطف و خارجى، ضرورتا نيازمند پاسخگويى به نيازهاى واقعى نيست بلكه فقط محتاج پاسخگويى به فشارهاى نامربوط و بىهدف است. اين امر مىتواند فرصت طلبانه و حركتى بىهدف باشد و ضعف رهبرى و عدم داشتن هدفى روشن باشد. اين تفسير را مىتوان به صورت نمودار زير نشان داد.[٢]
[١] -
Charls, Perrow,- The Complex Organizations, a Critical Fssay, New York, Random House, ٦٨٩١. P: ٠٩١.
[٢] -Ibid ,P :١٩١ .