درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٢٢ - حوزه اصالت واقعيت اجتماعى
تطابق با آنها برايشان معناى مشخصى دارد. از آنجا كه در حيات اجتماعى مشاركت وجود دارد تا آنجا كه ديگران نيز همين ارزشها را از آن خود بسازند و تطابق با آنها، هم از نظر شخصى برايشان ارضاءكننده و هم لازمه برانگيزى وا كنشهاى مناسب از جانب ديگران باشد، يك الگوى ارزشى نهادىشده خواهد بود. بدين قرار، يك نهاد، مجموعهاى از نقشهاى بهم پيوسته و نهادىشده است كه معناى ساختى بلند مدتى در نظام اجتماعى داراست.[١]
وى در كتاب «نظام اجتماعى» نهادها را به سه دسته تقسيم مىكند كه عبارتند از:
«نخست نهادهايى كه معطوف به روابط هستند و انتظار نقشها را همانطور كه هستند صرفنظر از قواعد آن تعريف مىكنند. دوم، نهادهاى نظمدهنده كه قانونى بودن منافع خصوصى را با در نظر گرفتن اهداف و وسايل تعريف مىكنند، اين نهادها مىتوانند به صورت ابزارى بيانى و يا اخلاقى باشند. سوم، نهادهاى فرهنگى كه بر سه نوع است:
الف) اعتقادات شناختى
ب) نظام نمادهاى بيانى
ج) وظايف اخلاقى خصوصى»[٢]
ارتباط خرده نظامهاى مورد نظر «پارسونز» با نهادها را مىتوان بدينصورت تشريح كرد كه كنشهاى اجتماعى تحت چهار خرده نظام عمل مىكنند. اين خرده نظامها، نهادهايى بدينشرح هستند:
الف) نهاد دينى كه مسئوليت ثبات اخلاقى را برعهده دارد و از ارزشهاى فرهنگى عمومى مراقبت مىكند
ب) نهاد حقوقى كه هنجارها و قوانين اجتماعى را تنظيم مىكند.
ج) نهاد اقتصادى كه شرايط انطباق با محيط طبيعى را فراهم و حيات اقتصادى جامعه را تأمين مىكند.
[١] - ساروخانى، باقر- دايرة المعارف علوم اجتماعى، انتشارات كيهان، سال ١٣٧٠، ص ٣٦١.
[٢] - همان منبع، ص ١٩٣.