درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٦٩ - نهادى كردن
ترتيب كه: سازمان براى باقىماندن (بقاء)، استمرار و پويش بايستى باور و ارزشها را دريافت كند و ساختارهاى جديدى بوجود بياورد و يا ساختار موجود را براساس آن حداقلهاى اكتسابى از محيط كه براى عناصر داخلى و در جهت اهداف سازمانى حائز فانكسيون (كاركرد) خاصى هستند، گسترش دهند. هر دو اين امر را نهادى كردن مىگويند.
فرهنگ مديريت واژه نهادى كردن را معادل(Institutio nalization) قرار داده و آن را عبارت از استقرار قواعد و مقررات يكنواخت و معيار براى رفتار اجتماعى مىداند.[١]
«سلزنيك» صريحا نهادى كردن را به عنوان يك فرآيند مىنگرد؛ به عنوان چيزى كه در طول زمان براى سازمان رخ مىدهد. او مشاهده كرد كه ميزان و حدود نهادى كردن در سازمانهاى مختلف فرق مىكند.
نهادى كردن بزعم «سلزنيك» عبارت از «عجينشدن» ارزشهاى ماوراى تجهيزات فنى در وظيفه جارى مىباشد.
فرآيند نهادى كردن فرآيند رشد ارگانيك است كه در آن سازمان با تلاشهاى گروههاى درونى و ارزشهاى جامعه بيرونى سازگار مىشود.
«زوكر» اظهار مىدارد كه نهادى كردن، هم يك فرآيند و هم يك متغير كيفى است. نهادى كردن فرآيندى است كه توسط آن، كنشگران آنچه را كه از نظر اجتماعى به عنوان يك واقعيت تعريف شده است انتقال مىدهند.
نهادى كردن، همان وحدت انتظار متقابل عاملها در يك نظام منطبق بر كنش متقابل نقشهاست كه برحسب طرح مشترك ازرشهايى كه جنبه هنجارى دارند انجام مىپذيرد.[٢]
" در اين فرآيند (نهادى كردن)، احساسى از واقعيت اجتماعى شكل مىگيرد و
[١] - فرنج، دارك و ساورد هيثر- فرهنگ مديريت، ث: محمد صائبى، انتشارات مركز آموزش مديريت دولتى، ١٣٧٠- ص ٣١٩.
[٢] - توسلى، غلامعباس- نظريههاى جامعهشناسى، انتشارات سمت، ١٣٦٩، ص ١٩٣.