درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٧٩ - ٣- تحليل تعامل سازمان و جامعه در بيان مكتب نهادى
حوزهها، ما حضور روشهاى معين تكنيكى را مشاهده مىكنيم و در برخى ديگر همانطور كه مىيروروان اشاره كردهاند، فعاليتها بر مبناى تصورات عقلايى بوده و به وسيله آن هدايت مىشوند.
ساختارهاى هنجارى- هنجارهاى مشتركى كه بر رفتار حوزههاى سازمانى حاكميت دارند- در ارتباط نزديكى با اين جنبههاى شناختى فرهنگها مىباشد. لامن و همكارانش محتوى هنجارى اين حوزهها را از شكل رقابتى گرفته تا شكل تعاونى را توضيح مىدهد بعلاوه آنها همكارى اقتضايى- كه در آن «از سازمانها انتظار مىرود كه تعهدات خود نسبت به مقاصد جمعى را با هدفهاى خاصتر متعادل نمايند.» را از همكارى دستورى- شكلى كه «به وجود يك عامل كنترل متمركزى اشاره دارد كه داراى قدرت ساختدهى و ساختدهى مجدد به كل شبكه» مىباشد متمايز ساختند. مسلما انواع رفتارى كه در برخى حوزها مورد تأييد واقع مىشوند در ديگر حوزهها محكوم مىشوند. براى مثال همكارى و هماهنگى متقابل خدمات در مؤسسات خدماتى اجتماعى تشويق مىشود، اما در شركتهاى نرمافزارى كامپيوترى به عنوان «سازش» محكوم مىباشد.
نهايتا تأكيد بر محيطهاى نهادى، اهميت نگرش تاريخى در بررسى سازمان و حوزههاى سازمانى را مورد تأكيد قرار مىدهد. تيلى مىگويد كه يك «تجزيه و تحليل تا آن حدى تاريخى است كه مكان و زمان عمل وارد توضيحهاى آن شود.» توجه به نگرشتاريخى به منزله اصرار بر مطالعات زمانى نمىباشد- مطالعاتى كه داده را در بيش از يك مقطع زمانى جمعآورى مىنمايد- اگرچه مطالعات بيشترى از اين نوع ضرورى است اما بايد تشخيص داد كه حتى زمانى هم كه ما يك سازمان يا يك سيستمى از سازمانها را در يك برهه زمانى مشاهده مىنمائيم، عوامل فراگيرى را ملاحظه مىكنيم كه حاصل فرايندهاى مختلف گذشته است.
٣- تحليل تعامل سازمان و جامعه در بيان مكتب نهادى