درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٧٧ - ٢- تعامل سازمان و محيط
اسكاندويناوى مصداق يافته و با عدم تمركز بيشتر، طبقهبندى كمتر خشك، ديدگاههاى قابل انعطافتر در زمينه كاربرد مقررات مشخص گرديدند و نوع سنتى كه در جهان سوم و كشورهاى در حال توسعه وجود دارد و با الگوهاى رهبرى پدرانه، مقررات ضمنى به جاى روشن و فقدان مرزهاى روشن براى جدا كردن نقشهاى سازمانى از غيرسازمانى مشخص مىشود. و از دير زمانى است كه توجه زيادى براى تعيين ويژگىهاى فرهنگى خاص جوامع ژاپنى و سازمانهاى آنها متمركز شده است.
اگرچه پيچيدگى فرهنگهاى وسيعتر و ارتباطات چندگانه آنها با ديگر عوامل اجتماعى- جمعيتى، اقتصادى، سياسى- تفسير اين انجمنها را به خطر مىاندازد.
تلاش بلند پروازانهاى به وسيله هوفستد براى تشخيص سيستماتيك اختلافات جوامع در زمينه الگوهاى ارزشى مربوط به كاركرد سازمانها صورت گرفته است. او چهار بعد ارزشى- اختلاف قدرت، خوددارى از ابهام، فردگرايى، مردانگى- را تعريف نمود كه تركيب آنها چارچوب عامى را مىسازد كه مىتواند براى مقايسه و مقابله برجستگىهاى گوناگون فرهنگى جوامع مختلف استفاده گردد. هوفستد با بهرهگيرى از بررسى دادههاى مربوط به بيش از ١٢٠٠٠٠ پاسخگوى ادارههاى بازاريابى و خدمات يك شركت بين المللى، اطلاعات مربوط به چهل جامعه را در دوره مقطع زمانى ١٩٦٨ و ١٩٧٢ جمعآورى نمود. هوفستد بر مبناى اين چهار بعد ارزشى، تفاوتهاى اساسى را بين جوامع تشخيص داد. موقعيت يك جامعه در بسيارى از ابعاد ارزشى مىتواند با دقت قابل توجه از ارتفاع جغرافيائى، اندازه جمعيت و دارائى سرانه مورد پيشبينى قرار گيرد. و تفاوتهاى ارزشى به شدت با ويژگىهاى ساختارها و عملكردهاى سازمانى همراه مىباشند. براى مثال فرهنگهايى با اختلاف قدرت وسيعتر (عدم برابرى در قدرت) احتمالا سازمانهايى متمركزتر با نسبت بيشترى از سرپرستى و پرسنل مديريتى و تفاوتهاى وسيع بين كيفيات و مزدهاى پرسنل را دارا مىباشد.
هوفستد مطرح مىكند كه نه تنها عملكرد سازمان بلكه تئورى سازمان هم