درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٧٦ - ٢- تعامل سازمان و محيط
ساختارى بين واحدها از قبيل سازمانها توجه دارد. البته تعدادى از انواع ارتباطات امكانپذير است. برخى شامل جريانها يا مبادلاتاند (خدمات منابع، اطلاعات) و برخى شامل پيوندهاى ساختارى مىباشند. در واقع ويژگى مهم ارتباط مركب بودن آنست اينكه به جاى محتواى منفرد داراى محتوى مركباند. ديدگاههائى كه با موضوعات سازمانى بيشتر مربوط مىباشند بر اشكالى كه به وسيله يك سرى از پيوندها بوجود مىآيد، تمركز دارند: بسيارى از تكنيكهاى تحليلى متعددى براى اندازهگيرى چنان خصوصياتى از شبكه مانند اتصال- درجهاى كه واحدها به صورت مستقيم يا غيرمستقيم توسعه يافتهاند. و از آنجائيكه طرح كرديم كه پيوندهاى توسعه يافته حوزههاى سازمانى به طور روزافزونى سازمان يافته مىشوند، مىتوانيم متغيرهاى قراردادى بيشترى را براى تشخيص ساختار شبكه مانند حدودى كه پيوندها متمركز شده، رسيمت يافته، به طور سست متصلشده و غيره را اضافه نمائيم.
تأكيد بر محيطهاى نهادى توجه را معطوف به اهميت ويژگىهاى فرهنگى عمومىترى مىسازد كه بر سازمانها و ميدانهاى سازمانى بخصوص سيستمهاى شناختى و هنجارى تأثير دارند. البته تفاوتهاى عمده فرهنگى در جوامع يا مليتها وجود دارد و علاقه و توجه روزافزونى به راههايى كه اختلافات عمومى فرهنگى ممكن است بر شكل و عمليات سازمانها تأثير گذارد، وجود دارد براى مثال لامبرز و هيكسون مطالعات متعددى را كه براى كشف تفاوتهاى فرهنگى در انواع سازمانها صورت گرفته بودند، خلاصه نموده و خاطرنشان ساختند كه مدارك موجود حداقل سه شكل متمايز فرهنگى را شامل مىشوند: نوع لاتينى كه در سازمانهاى فرانسوى و ايتاليائى و اسپانيائى مصداق يافته كه با تمركز نسبتا زياد، طبقهبندى خشك نابرابرى زياد بين سطوح و تضاد در جاهايى كه روشن نيست، مشخص مىشوند. نوع انگلوساكسون كه در سازمانهاى انگليس، امريكا،