درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٨٠ - ٣- تحليل تعامل سازمان و جامعه در بيان مكتب نهادى
در ميان دلائل متعددى كه فوقا در توجيه شكستگذار از سازمانهاى كوچك آورديم همچنين بايد به خطاى عمده كليه نظريات سازمانى بپردازيم: خطاى عمده كليه نظريات سازمانى اين است كه جامعه را تابع انطباقپذير سازمانها مىدانند. اين ديدگاه نسبت به سازمانهايى كه در شكل دادن به جامعه توانهاى متوعى دارند ما را مستقيما و بلافاصله به مطالعه سازمانهاى نيرومند و مطالعه اطلاعات عمومى كه توسط عوامل دولتى گردآورى شدهاند خواهد كشاند.
در اينجا است كه شديدترين نقيصه مكاتب بالاخص مكتب نهادى را مىبينيم زيرا اين مكتب بيشتر از ساير مكاتب به مطالعه محيط علاقهمند بود. اين مكتب از ربط سازمانها و جامعه عاجز است. از ديد اين مكتب بخشهايى از محيط بر سازمانها تأثير مىگذارد اما سازمان نمىتواند به تعريف، آفرينش و تشكيل محيط خود بپردازد.
نهادگرايان عادتا اشعار مىدارند كه ما در يك (جامعه سازمانى) زندگى مىكنيم اما محيط قاطع و سرنوشتساز سازمانها جامعه نيست. البته تصريح نمىكنند كه آن محيط در واقع ساير سازمانها و عموما سازمانهايى كه داراى همان منافع و تعاريف از واقعيت و قدرت مىباشند است. چارلز پرو شاگرد فيليپ سلزنيك پدر مكتب نهادگرائى معتقد است كه جامعه خود را با سازمانها (سازمانهاى بزرگ نيرومندى كه توسط شمار اندكى از افراد غالبا هماهنگ كنترل مىشوند) تطبيق مىدهد و ا ظهار اينكه چنين سازمانهايى خود را با محيط مشوش پويا و حتى متغير تطبيق مىدهند را چيزى جز ياوه بافتن نمىداند. وى مىگويد محيط اغلب سازمانهاى نيرومند بخوبى توسط آن سازمانها كنترل و تثبيتشده و ساير سازمانها را وادار مىكنند خود را با رهبرى و منافع ايشان هماهنگ كنند. بعنوان مثال شركت استاندارد اويل و شركت شل ممكن است در تقاطع دو بزرگراه رقابت كنند اما در اغلب موارد و نواحى هنگاميكه منافع آنها در معرض خطر قرار دارند همچون مورد سياست خارجى، قوانين مالياتى، تعرفههاى گمركى، تأمين دولتى تحقيقات و توسعه، توسعه