درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٦٥ - ٧- ديدگاههاى؛ اسكات، برگر، مى ير، روان، زوكر و گريتس
آنها اسطورهاند زيرا عده زيادى آنها را باور دارند و نمىتوان آنها را به طور عينى مورد آزمايش قرار داد.
آنها واقعىاند چرا كه باورشان دارند. آنها عقلايى شدهاند زيرا كه شكل روشهاى خاص مقررات لازم براى نيل به هدف معين را به خود گرفتهاند، قانون مثال مناسبى را ارائه مىدهد؛ چگونه مشروعيت مالكيت باعث دست بدست شدن ملك مىشود؟ چگونه يك سازمان به صورت تعاونى در مىآيد؟ سيستمهاى قانونى- مانند مجموعههاى اساطير عقلايى- راهحلهايى را براى چنان مسايلى ارائه مىدهد. مىير و روان استدال مىكنند كه اين سيستمهاى باور نهادى شده، شكلهاى سازمانى را با قدرت تحت تأثير قرار مىدهند:
«بسيارى از مواضع، خط مشىها، برنامهها، رويههاى سازمانهاى مدرن از طريق افكار عمومى، نظريات نمايندگان با نفوذ، دانش مشروعيت يافته از طريق سيستم آموزش، نفوذ اجتماعى، قوانين و احكام امر و نهى دادگاهها اعمال مىشوند. چنان عوامل ساختار رسمى مظاهر مقررات نهادى قدرتمندى مىباشند كه به عنوان اساطير كاملا عقلايى شده محصور در سازمانهاى خاص كاركرد دارند.
«مىير» مىگويد: آثار اسطورهها اين نيست كه افراد بدانها باور دارند بلكه اين است كه هر فردى فكر مىكند كه ديگران آنها را باور دارند. اين اسطورهها به منظورهاى كاملا عملى در باورها مىگنجند.
«مىيروروان» در مورد تأسيس سازمان مىگويند: در جوامع پيشرفته سنگبناى اساسى براى تأسيس سازمانها حول دورنماى اجتماعى آنها شكل مىگيرد و تنها كمى انرژى كارآفرينى براى تنظيم آنها در يك ساختار لازم است. يعنى هرچه محيط، نهادىتر باشد مقررات و رويههاى پذيرفتهشده، عاملان مجاز و چارچوبهاى تضمينى بيشترى را براى انجام فعاليتهاى خاصى شامل مىشود و اشكال كمترى براى ايجاد و حفظ سازمانها وجود