درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٦٤ - ٧- ديدگاههاى؛ اسكات، برگر، مى ير، روان، زوكر و گريتس
تأكيد مىكند. نهادگرايان به نقش عناصر ذهنى، نظامهاى شناخت، نظام قواعد و عقايد در سازمان، اهميت مىدهند. از نظر وى ثبات و نظم موجود در هر سازمانى ناشى از نظام عقايد و ساختارهاى منظمى است كه بطور رسمى و غيررسمى وجود دارد.
برگر: كاملترين و پرنفوذترين جنبه ديدگاههاى «برگر» در مورد نهادى كردن، در كار او با «لاكمن» مشهود است. آنها استدلال مىكنند كه واقعيت اجتماعى، يك ساخت انسانى است كه از كنشهاى متقابل اجتماعى پديد مىآيد. نهادى كردن به صورت فرايندى تعريف مىشود كه با آن فعاليتها تكرار شده و معانى مشابه معينى براى خود و ديگران پيدا مىكنند.
به نظر برگر و لاكمن نهادى كردن سه مرحله يا لحظه را دربر دارد. برونى كردن، صورت واقع دادن و درونى كردن. وقتى ما با همكاران خود فعاليتى را انجام مىدهمى، اين مرحله، برونى كردن است. زمانى كه ما با همديگر اقدامات را تعبير و تفسير مىكنيم مرحله صورت واقع دادن است. پس از اين مرحله، دنياى واقعيت يافته توسط ما درونى مىشود و ما ساختارهاى ذهنى آگاهى را تعيين مىكنيم. اين مرحله، درونى كردن است.
برگر و همكارانش و سطحى كلانتر بحث مىكنند كه فكر بوروكراسى در اصل فوق نهادى است كه به روش تعميم يافتهاى تصويرى از نظم و قابليت پيشبينى ا ترسيم و بر رسميتگرايى روابط «اخلاقى كردن موارد گمنام» تأكيد مىكند.
مىيروروان: ديدگاههاى مىيروروان(Meyer ,Rowan ٧٧٩١) مهمترين كاربرد نظريات نهادى در مورد تحليل سازمانهاست. آنان استدلال مىكنند كه جوامع مدرن شامل تعداد زيادى مقررات و الگوهاى نهادى شده پيچيدهاند كه حاصل گروههاى حرفهاى، دولت و افكار عمومى مىباشند. اين واقعيات اجتماعى چارچوبى را براى ايجاد و تشريح سازمانهاى رسمى فرام مىسازند. به استناد آنها در جوامع مدرن احتمالا اين نهادها به شكل اساطير عقلايى شده در مىآيند.