درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٤٦ - ٢- نظريه بوروكراسى وبر
مىكند، در ظهور ديدگاههاى نهادى تأثير بسزايى داشته است. «وبر» سه نوع قدرت را از هم متمايز مىكند. قدرت سنتى: اين قدرت بر باور تثبيت يافته در زمينه تقدس سنتهاى ديرين و مشروعيت اعمال قدرت آن مبتنى است.
قدرت عقلايى: اين قدرت ناشى از قانون و قواعدى است كه در جامعه وضعشده و افراد ملزم به رعايت آن مىباشند.
قدرت كاريزما: بر مبناى دلبستگى به تقدسى خاص، شجاعت يا ويژگى شخصى و الگوهاى هنجارى يا نظمى است كه از طرف فردى استثنايى ظاهر و مقرر مىشود.
از نظر «وبر» همراه هر نوع از قدرتهاى مذكور، ساختار ادارى مجزا و مربوط به آن قرار دارد. قدرت سنتى موجب پيدايش ساختارهاى خاص و پراكندهاى مىشود كه در حكومتهاى موروثى ديده مىشود و مظاهر ديگر آن ملوك الطوايفى است.
قدرت عقلايى، مبناى ساختارهاى خاصتر و كلىتر قرار مىگيرد كه شكل پيشرفته آن بوروكراسى است و قدرت كاريزما، روابط صرفا «شخصى» رهبرى پرنفوذ را به هم مسلكان، پيروان و مديران معتقد به او وصل مىكند.
از نظر وبر در خلال قرن اخير بخصوص در جوامع غربى، ساختار سنتى بتدريج جاى خود را به ساختارهاى عقلايى- قانونى داده است كه بيشترين نحوه آن را در «دولت جديد» مىتوان يافت.
خلاصه كلام آنكه وبر در نهايت ويژگيهاى تيپ ايدهال را در ساختار بوركراتيك معين كرد و وى از اولين نظريهپردازان سيستم عقلايى بود. در مجموع مباحث «وبر» پيرامون سازمانها و نظام بوروكراتيك بويژه تاكيد و تشخيص او بر اهميت زمينههاى اجتماعى و شكل كاركرد سازمانها وى را در زمره متقدمين دانشمندان مديريت و سازمان قرار داده است.