درآمدى بر نظريه نهادى - ايروانى، محمد جواد - الصفحة ٩١ - ٢- نهادگرايان در نيمه دوم قرن بيستم (١٩٥٠- ١٩٧٠)
را به عنوان اشكال نهادى در نظر گرفتند و توجهشان را معطوف به شيوههايى كردند كه نهادهاى وسيعتر، اشكال متوسط سازمان جون محيطهاى سازمانى و ساختهاى سازمانى را تغيير مىدهند.[١]
٢- نهادگرايان در نيمه دوم قرن بيستم (١٩٥٠- ١٩٧٠)
مكتب كلمبيا و ديدگاه نهادى سلزنيك: اگرچه در دوران پيشين تاكيد تئوريسينها بر نظامهاى وسيعتر نهادى بود، در دهههاى ١٩٥٠ و ٦٠ تئوريسينها متوجه وجود و اهميت گروههاى ويژه و سازمانهاى خاص شدند كه از نهادهاى وسيعتر اجتماعى كاملا متمايز مىباشد.
اگرچه تئورى برجسته نهادى در اين دوره با مدل نهادى «سلزنيك» قابل تبيين است، اما دانشجويان دانشگاه كلمبيا به رهبرى «رابرت مرتن»، مباحثى را درباره بوركراسى و بوركراتيزه شدن احيا كردند كه منابع و نتايج حاصل از آن در زمينه رفتار در سازمانها، تاثير بسزايى در پيدايش مدل نهادى «سلزنيك» داشت.[٢] بنابراين مىتوان از مكتب كلمبيا و صاحبنظران آن به عنوان متقدمين ديدگاه نهادى در اين دوره نام برد.
«سلزنيك» درصدد بود بين سازمانها به عنوان تبيين ساختى يك كنش عقلانى و يك ابزار مكانيكى كه براى رسيدن به يك هدف خاص طراحى مىشود تمايز قائل شود. از نظر او سازمان، يك نظام ارگانيك و منعطفى تلقى مىشود كه تحت تاثير ويژگيهاى اجتماعى اعضاء و فشارهايى است كه از محيط پيرامون اعمال مىگردد.
بنابراين از نظر «سلزنيك» سازمان، متغيرى است كه توسعه مىيابد و در طول زمان به «نهاد» تبديل مىشود. سلزنيك با الهام از تجزيه و تحليل مرتن در بيان «نتايج غيرقابل پيشبينى كنش اجتماعى هدفدار» مىگويد: «اگرچه برخى از نتايج كنش ما
[١] -
W. Richard, Scott, Institution and Organization, London New Delhi, Delhi, Sage Publications, p: ٤١.
[٢] -Ibid .P :٧١ .