جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٩ - ٣ - آمريكاگرايى حذف گرايانه و شمول گرايانه
دينى مىتواند باشد، تجلى مىكند. و يا به عبارتى شمولىگرايى آمريكايى متكى بر نوعى عضوگير فرهنگى است كه بر روندهاى آمريكايى شدن جهان متكى است به نظر مىرسد كه قدرت نرم و قدرت سخت آمريكايى ايدئولوژى واحدى را تشكيل مىدهد كه منافع ايدئولوژيك آمريكايى را هم در حوزه اقتصادى و هم در حوزه سياسى و فرهنگى دنبال مىكنند.
تكنولوژى جهانى ارتباطات در اين راستا عامل تسهيل كننده و تشديد كننده اين روند محسوب مىشوند. بايد توجه داشت كه فضاى مذهبى در صورت برخوردارى از قدرت فردى، نهادينه شده، سازمانى، مدنى و اجتماعى، به عنوان يك تهديد براى آمريكا محسوب مىشود (عاملى، ١٣٨٣) در اين صورت است كه محور شرارت با تعريف نسبى، سرزمينهاى خاصى را مورد هدف قرار مىدهد. روند قبيلهاى كردن قدرت آمريكايى، به نوعى منشأ حذف و عضوگيريهاى جهانى به تكيه بر ارزشهاى آمريكايى است.
از طرفى اروپامحورى نيز به عنوان يك نگاه استثناءگرايانه نسبت به فرهنگ و تمدن بشرى، به عنوان يك تهديد و روند خودمحورانه مورد مطالعه قرار گرفته است. اگرچه اروپامحورى يك طبيعت ميان رشتهاى دارد، ولى جنبههاى جامعهشناختى آن خصوصا از ديدگاه انتقادى مورد بحث، نقد و تحليل گسترده بوده است (امين ١٩٨٩، لووى، ١٩٩٥، سعيد، ١٩٩٧ استم، ١٩٩٧، دوسل، ١٩٩٨، مزروعى ١٩٩٨، هال، ٢٠٠١، عاملى، ١٩٩٧، ٢٠٠٢).
اروپامحورى نقش تعيين كنندهاى در شكلگيرى معرفتهاى مدرنيسم و توسعه انديشه اروپامحورانه مدرنيسم داشته است. اين تفكر موجب نگارش