جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٥ - ٩ - اسلام و غرب در مدرنيته بزرگ شده(جهانى شدن) مفهوم و رابطه دين و جهانى شدن
(كندى و كوهن، ٢٠٠٠) و اين جهان جديد در كنار واقعى، منشأ ظهور جهانى شدنهاى بسيار (برگروهانتگيتون، ٢٠٠٢) و تغييرات بزرگ اجتماعى، سياسى و فرهنگى (هلد و همكاران ١٩٩٩) شده است. جهان بىمرز، ايدهها را به اين سمت جهت مىدهد كه به تعبير گيدنز (١٩٩٩)
امروز همه ما در يك جهان زندگى مىكنيم و يا به تعبير رابرتسون (١٩٩٢) جهان به سمت يك فضاى واحد متمايل مىشود.
ظهور شكل گرفته و در حال توسعه جهانى شدن دين، نيز يكى از محورىترين روندهاى جهانى حاكم بر جهان است. (سيكل، ٢٠٠٠). جهانى شدن دين و مركزيت پيدا كردن آن در بستر مدرنيته، تند شده به عنوان يك فرايند معكوس جهانى شدن (گيدنز، ١٩٩٩) يعنى بازگشت به سنتهاى دينى، در مقابل روند غالب جهانى يعنى روند سكولار كردن جهان از پيامدهاى انعكاسى اين روند است و به نظر مىرسد، محور عامل يكپارچگى غرب، حتى در قرن بيست و يك، همچنان دين مىباشد.
شكلگيرى اتحاديه اروپا و مشاركت جهان غرب با آمريكا در جنگ خليج و هم چنين عدم پذيرش تركيه در اتحاديه اروپا در سال ٢٠٠٢، جنگ منطقه يوگسلاوى و درگيريهاى چچن، ريشه در محور اشتراك ارزشى اظهار نشدهاى به نام دين اروپايى (يعنى مسيحيت) و همچنين ارتباط با ايدئولوژى مشترك نظام سرمايهدارى غرب دارد. اين دين اگرچه به دين مدنى تنزل پيدا كرده و بسيارى از آثار اجتماعى و سياسى خود را از دست داده است، ولى داگما و عصبيتهاى شموليتبخش و حذفكننده همچنان