جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٢ - ١١ - اتحاديه امت اسلامى
بحران حاكميت ملى در غرب نمودارى از اين تناقضات است. در حالى كه اتحاديه اروپا از همفكرى جهانى اروپاييها و از وحدت اقتصادى و سياسى اعضاى خود صحبت مىكند، آمريكا از حق حاكميت ملى خود و دكترين حق شفعه (حق حمله و ضرب اوليه) سخن مىراند. در تاريخ سياسى و بين المللى غرب از حقوق و قوانين جهانى خبرى نبود، تا اين كه ژان بودين (١٥٣٠- ١٥٩٦) با رساله خد در مورد اصل حاكميت و سپس هوگو گروتيوس (١٥٨٣- ١٦٤٥ ميلادى) هلندى سالهاى بعد در نوشتههاى خود درباره روابط بين الملل شالوده حقوق بين المللى اروپا را ريخته و با خاتمه جنگهاى سى ساله در ١٦٤٨ ميلادى و عهدنامه صلح وستفالى اصل حاكميت ملى و چارچوب نظام ملتدولت از طرف كشورهاى اروپايى شناخته شد.
حقوق و قوانين بين المللى امروزى در اصل بر عقايد اين متفكران اروپايى بنا شده و از اين جهت با ايده تجربيات، فرهنگ، تاريخ و مذاهب غرب آغشته مىباشد.
در اينجا بايد يادآورى كنيم كه اولين و جامعترين حقوق بين المللى براى نخستين بار در تاريخ بشريت از طرف اسلام و دقيقا يكهزار سال قبل از حقوق و قوانين بين المللى اروپاييها به جهانيان ارائه شد. در حوزه حقوق و قوانين بين المللى اسلام اصل حاكميت الهى مستقر است، نه حاكميت ملى، اصل منافع امتى در نظر است نه فقط منافع ملى اصل امنيت بشرى مورد توجه است نه امنيت داخلى و ملى به تنهايى، و اصل عدالت اجتماعى مبناى سياستگذارى است نه اصل اقتصاد سياسى و سودجويى. امروز اصول