جهانى شدن و جهانى سازى
(١)
فهرست
٣ ص
(٢)
مقدمه
٨ ص
(٣)
1 - تعريف جهانى شدن
١٣ ص
(٤)
2 - تعريف جهانى سازى
١٦ ص
(٥)
3 - پيشينه فكر جهانى شدن و جهانى سازى
١٨ ص
(٦)
4 - نظريه غربيها درباره جهانى سازى
٢١ ص
(٧)
ابعاد جهانى شدن
٢٢ ص
(٨)
جهانى شدن اقتصاد
٢٤ ص
(٩)
خلاصه اين فصل
٢٧ ص
(١٠)
5 پروسه يا پروژه؟
٢٨ ص
(١١)
6 آثار منفى جهانى بودن
٣٣ ص
(١٢)
7 - انگيزه هاى جهان شمولى
٣٧ ص
(١٣)
8 - آيا جهانى شدن ممكن است؟
٤٠ ص
(١٤)
9 - اسلام و غرب در مدرنيته بزرگ شده(جهانى شدن) مفهوم و رابطه دين و جهانى شدن
٤٤ ص
(١٥)
1 فرايند غربى شدن و شرقى شدن جهان
٤٨ ص
(١٦)
2 - جهانى شدن و غرب (مدرنيته بزرگ شده)
٥١ ص
(١٧)
3 - آمريكاگرايى حذف گرايانه و شمول گرايانه
٥٥ ص
(١٨)
4 - گزارش مؤسسه رانى ميدتراست، 1997
٦٣ ص
(١٩)
5 - جهانى شدن غرب و روند معكوس
٦٤ ص
(٢٠)
6 - رابط غرب با جهان اسلام(بعد از 11 سپتامبر)
٦٧ ص
(٢١)
جهانى شدن، سكولار و دين
٧٤ ص
(٢٢)
توسعه سكولاريسم
٧٥ ص
(٢٣)
توسعه نهضت هاى دينى
٧٩ ص
(٢٤)
روند بازگشت به دين
٨٢ ص
(٢٥)
نتيجه گيرى
٨٥ ص
(٢٦)
10 - سه تعريف عملياتى از جهان اسلام
٩٠ ص
(٢٧)
تعريف اول
٩١ ص
(٢٨)
تعريف دوم
٩١ ص
(٢٩)
جدول شماره - 1 - رتبه و پراكندگى كشورهاى با اكثريت اديان مختلف در سال 2000
٩٣ ص
(٣٠)
تعريف سوم
٩٣ ص
(٣١)
اين جمعيت، از نظر رتبه، پس از پيروان مسيحيت و بى دين ها در رتبه سوم قرار دارد(مقصود از بى دين ها متعاقبا توضيح داده خواهد شد) جدول شماره 2 رتبه و پراكندگى اديان مختلف در سال 2000
٩٤ ص
(٣٢)
جدول شماره 3 - وضعيت شاخص هاى در اقليت نبودن براى اديان مختلف در سال 2000
٩٧ ص
(٣٣)
آينده جمعيت اديان مختلف
٩٨ ص
(٣٤)
جدول شماره 5 - تغييرات جمعيت كشورهاى با اكثريت اديان مختلف طى سالهاى 1975 تا 2050
١٠١ ص
(٣٥)
ب سهم دين در تمدن ها
١٠١ ص
(٣٦)
توسعه يافتگى در ميان اديان در تمدن ها
١٠٥ ص
(٣٧)
مفهوم توسعه يافتگى
١٠٧ ص
(٣٨)
11 - اتحاديه امت اسلامى
١٠٩ ص
(٣٩)
12 - جهان شمولى اسلام
١٢٨ ص
(٤٠)
13 - نقش اسلام از نگاه ديگر
١٣١ ص
(٤١)
6 - در حوزه حكومت
١٣٢ ص
(٤٢)
جواب يك سؤال
١٣٤ ص
(٤٣)
14 - اسلام دين فطرى انسانها
١٣٦ ص
(٤٤)
15 - ارايه اسلام به ديگران
١٣٩ ص
(٤٥)
16 - جهانشمولى اسلام به چه معنى؟
١٤١ ص
(٤٦)
17 - موانع جهانشمولى اسلام
١٤٣ ص

جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٤ - ١١ - اتحاديه امت اسلامى

كوتاه دارد و از برخى جهات محصول تبليغات نظام حاكم بر جهان امروز مى‌باشد. قرنها وقتى كه اجتماعات، ملل و تمدنها از طائفه‌گرايى، قوم گرايى، ملى‌گرايى و منطقه‌گرايى صحبت مى‌كردند، اسلام تنها مكتبى بود كه از جهانشمولى، جهانى‌سازى و جهانى شدن (اسلام) سخن به ميان آورد.

جهانشمولى اسلامى از دو جهت بى‌نظير است: نخست اين كه جهانشمولى اسلامى از جنبه نظرى، مكتبى و تئوريك، زاييده يك جهان بينى دقيق، منظم و جامع الهى بود كه عدالت بر آن حكم‌فرماست. ديگر آن كه اسلام تنها مكتبى است كه به ديدگاه جهانشمولى در تاريخ جنبه عملى داد. ظهور و گسترش اسلام در تاريخ بشريت، تأثير فوق العاده‌اى در جهانى شدن فرهنگ، اقتصاد، علوم و دانش داشت. روابط تجارى، اقتصادى و مالى در سطح محدود بين المللى از تاريخ باستان و در قرون وسطى وجود داشته است، ولى اولين سيستم جهانى اقتصاد، بازرگانى و مالى در تاريخ، توسط مسلمانان و در حدود دوازدهم و سيزدهم ميلادى صورت گرفت. جاده ابريشم كه از چين تا كرانه‌هاى درياى مديترانه ادامه پيدا كرد، در حقيقت يك نماد ملموس از اين سيستم اقتصادى جهانى بود. سه صد سال بعد در قرن شانزدهم بود كه براى اولين بار سيستم كاپيتاليسم و سرمايه‌دارى به عنوان يك نظام جهانى جايگزين سيستم اسلامى گرديد.

جهانشمولى اسلامى بر پايه اخلاق اسلامى نهاده شده و در حالى كه جهانى‌سازى امروزى غرب در انتظار پيدايش اخلاق ويژه جريان است، در اسلام جهانشمولى به معنى عالمى بودن است در حالى كه در ليبراليسم‌