جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٤ - ١١ - اتحاديه امت اسلامى
كوتاه دارد و از برخى جهات محصول تبليغات نظام حاكم بر جهان امروز مىباشد. قرنها وقتى كه اجتماعات، ملل و تمدنها از طائفهگرايى، قوم گرايى، ملىگرايى و منطقهگرايى صحبت مىكردند، اسلام تنها مكتبى بود كه از جهانشمولى، جهانىسازى و جهانى شدن (اسلام) سخن به ميان آورد.
جهانشمولى اسلامى از دو جهت بىنظير است: نخست اين كه جهانشمولى اسلامى از جنبه نظرى، مكتبى و تئوريك، زاييده يك جهان بينى دقيق، منظم و جامع الهى بود كه عدالت بر آن حكمفرماست. ديگر آن كه اسلام تنها مكتبى است كه به ديدگاه جهانشمولى در تاريخ جنبه عملى داد. ظهور و گسترش اسلام در تاريخ بشريت، تأثير فوق العادهاى در جهانى شدن فرهنگ، اقتصاد، علوم و دانش داشت. روابط تجارى، اقتصادى و مالى در سطح محدود بين المللى از تاريخ باستان و در قرون وسطى وجود داشته است، ولى اولين سيستم جهانى اقتصاد، بازرگانى و مالى در تاريخ، توسط مسلمانان و در حدود دوازدهم و سيزدهم ميلادى صورت گرفت. جاده ابريشم كه از چين تا كرانههاى درياى مديترانه ادامه پيدا كرد، در حقيقت يك نماد ملموس از اين سيستم اقتصادى جهانى بود. سه صد سال بعد در قرن شانزدهم بود كه براى اولين بار سيستم كاپيتاليسم و سرمايهدارى به عنوان يك نظام جهانى جايگزين سيستم اسلامى گرديد.
جهانشمولى اسلامى بر پايه اخلاق اسلامى نهاده شده و در حالى كه جهانىسازى امروزى غرب در انتظار پيدايش اخلاق ويژه جريان است، در اسلام جهانشمولى به معنى عالمى بودن است در حالى كه در ليبراليسم