جهانى شدن و جهانى سازى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٨ - ١١ - اتحاديه امت اسلامى
اسلامى و ديگران تحميل كند. علاوه بر آن چنين جهانشمولى پايههاى مادى، اقتصادى و تكنولوژى داشته و فاقد تئورى سياسى و اجتماعى است و همانطورى كه تجربيات و آمار چند دهه اخير گسترش نشان مىدهد، اين گونه جهانىسازى و جهانى شدن از بالا به پايين تحميل شده و گسترش پيدا مىكند.
ضرورت بازنگرى و تغييرات حاصله در سيستم بين المللى و جهان امروزى را بايد با ذكر تلويحى در توصيف شرايط و با توجه به پديدار شدن شاخصهاى جديد و با اهميت روز افزون عوامل فرهنگى، معنوى، دينى، افول اقتدار حكومتى و سرانجام تغيير در مقولهها و شيوههاى نظرى به كار رفته، بررسى و مطالعه نمود:
منظور از جهانشمولى چيست؟ عملكرد آن چگونه است؟ چه كسانى يا چه چيزى آن را هدايت مىكند؟ اخلاقيات موجود در اين نوع ساختارها چيست؟ منافع چه كسانى از اين طريق تأمين مىگردد؟ اگر گروههاى انسانى از مرحله جهانى شدن به دور هستند، پس علائم جهانى شدن و جهانشمولى اسلامى چه بايد باشد؟ اگر جهان به سوى يك قطبى شدن قدرت پيش مىرود، آن قطب قدرت چه مىتواند و چه بايد باشد؟ محورهاى حركت و اقدام در تشكيل و تأسيسى اتحاديه امت اسلامى كه مليتها، فرهنگها، رسومات محلى و منطقهاى را در بر داشته باشد، چيست؟
محصولات فكرى چند قرن اخير غرب بر اين اصل تكيه دارد كه صلح و دموكراسى در سطح ملى و بين المللى، با توسعه اقتصادى، اتحاديهها و