جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠١ - فصل بيست و سوم هجرت
اينان جايگاهشان در آتش جهنم است و برگشتشان بد، مگر درماندگان و بيچارگان از مردان و زنان و اطفال كه نه چاره- جوئى ميتوانند و نه راه بجايى برده مىتوانند (كه مىشود مورد عفو خداوند قرار گيرند)
نگارنده مىگويد: موضوع وجوب هجرت، عدم تمكن از اظهار شعاير اسلامى نيست چون هيچ دليلى بر آن اقامه نشده بلكه مفاد آيه مباركه، وجوب هجرت در فرض ظلم بر نفس است كه شامل كفر و معصيت مىشود و معلوم است كه ترك مستحبات حرام و معصيت نيست تا ستم بر نفس محسوب شود. و نيز اگر مكلف در شهرى اسلامى نتواند بوظايف شرعى خود عمل كند باز هم هجرت واجب است، بنابرين وجوب هجرت مخصوص به بلد شرك و كفر نيست و شايد ذكر آن غالبى باشد.
و نيز عدم تمكن از اظهار واجبات سبب وجوب هجرت نمىشود، بلكه عدم تمكن از انجام آنها و لو در خفيه موجب هجرت است زيرا ظلم بر نفس در بجا نياوردن احكام شرعى است حتى با تحمل اذيت نه در اظهار نكردن آنها.
با توجه با استدراكات فوق هجرت از جائيكه آدمى به دين خدا عمل نتواند در فرض توانايى بر زن و مرد واجب مىشود و حتى بيرون بردن اولاد صغار به منظور جلوگيرى از انحراف آينده آنان نيز به مفاد آيه مباركه: قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً واجب مىگردد فتدبر.
و بايد متوجه بود كه، هجرت تا زمانيكه كفر مسلط در جهان وجود داشته باشد، باقيست و فرمايش حضرت رسول اكرم (ص) كه فرموده است، پس از فتح (مكه) هجرتى نيست[١] مخصوص به هجرت از مكه است؛ يعنى بر مسلمانان مقيم مكه كه هجرت واجب بود پس از اسلامى شدن مكه، هجرت واجب نيست.
[١] ص ٧٧ ج ١١ الوسايل