جهاد اسلامى در عصر حاضر - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٦ - ب از طريق اهل سنت
مات و ليس فى عنقه بيعة مات ميتة جاهلية.
هركس از طاعتى بيرون رود خدا را در حالى روز قيامت ملاقات كند كه حجتى نداشته باشد. و هركس بميرد و در گردنش بيعتى نباشد مردنش مردن جا- هليت است. نگارنده ميگويد: ممكن است جناب عبد الله براى حفظ جان خود از دست نماينده شرير و بىايمان يزيد در الفاظ- حديث تغييرى وارد كرده باشد تا باو بفهماند كه با يزيد مخالفتى ندارد و فاجعه شرمآور مدينه دليل نافرمانى از اطاعت يزيد شمرده نميشود و من در بيعت يزيد هست. شبيه اين داستان باذلت بيشتر ازين نيز درباره اين آقا و حجاج ثقفى نقل شده است:
دليل من بر اين تغيير دادن حديث اينست كه اگر عبد الله واقعا چنين حديثى را از حضرت پيامبر شنيده بود چرا پس از كشته شدن خليفه سوم با حضرت على (ع) بيعت نكرد و از فرمان او سرپيچى كرد؟
اگر على عفو و گذشت و بزرگوارى داشت و بمخالفين خود آزادى عمل ميداد عبد الله با حديث پيامبر چكار ميكرد و وجدان خود را چگونه قانع مىساخت؟
٥- ابو سعيد خدرى از آنحضرت روايت ميكند:
اذا بويع الخليفتين فاقتلوا الاخر منها.
اگر براى دو زمامدار بيعت شود آخرى آنها را بكشيد.[١]
٦- فى حديث عوف بن مالك عنه (ص) ...
و شرار ائمتكم الذين تبغضونهم و يبغضونكم و تلعنونهم و يلعنونكم. قيل يا رسول الله أ فلاننا بذهم بالسيف؟ فقال: لا، ما اقاموا فيكم الصلاة و اذا راءيتم من ولاتكم شيئا تكرهونه فاكرهوا عمله و لا تنزعوا يدا من طاعته.
پيشوايان شرير و بد شما آنانىاند كه از آنان تنفر داريد و آنان از شما تنفر دارند، شما آنان را لعنت ميكنيد و آنان شما را! عرض شد يا رسول الله ايا آنان را به شمشير نرانيم؟ فرمود نه، ماداميكه در جمع شما اقامه نماز ميكنند. و زمانيكه از واليان و زمامداران خودكار بدى را ديديد كارش را بد بدانيد ولى دست را از فرمانبرى نكشيد. نگارنده ميگويد: بايد اين روايات
[١] يكى- از دانشمندان مدينه منوره- ذيب بن مصرى- در كتاب خود الجهاد فى القرآن الكريم صفحه ٢٤٠ كه رژيم سعودى هنوز از چاپ آن جلوگيرى كرده است. پس از نقل احاديث اطاعت و شنوائى از حكومت ميگويد: بر زمامداران اعتراض نكنيد مگر اينكه از آنان مخالفت آشكارى بادين مشاهده كنيد كه درين صورت بر آنان انكار كنيد و حق را بگوئيد و اما خروج كردن بر آنان و جنگيدن با آنان پس با جماع مسلمين(؟) حرام است هرچند كه زمامداران فاسق و ستمگر باشند و قد تظافر احاديث بمعنى ما ذكرته و اجمع اهل السنة انه لا ينعزل السلطان بالفسق قال العلما: و سبب عدم انعزاله و تحريم الخروج عليه ما يترتب على ذلك من الفتن و اراقته الدمأ و فساد ذات البين فتكون المفسدة فى عزله اكثر منها فى بقائه
( شرح النووى صفحه ٢٢٩ ج ٢)