علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠ - نگاهی به جایگاه علمی علی بن ابراهیم قمی
٢. سرزمین ماوراءالنهر، بویژه سمرقند، کشّ، خوارزم و سرزمنيهاي پیرامون آن؛ محدثان شیعه در آنجا سرزندگی قابل توجهی داشتند که نشان از بالندگی حرکت علمی در آنجا داشت؛ بویژه در دورة ابینضر عیاشی که به حق، محور این حرکت علمی به شمار میرود.
نجاشی در اینباره گفته است:
ابونضر، در راه علم و حدیث، ارثیة پدریاش را ـ که سیصد هزار دینار بود ـ صرف کرد و خانهاش، همانند مسجد، آکنده از مردم نسخه بردار، مقابلهگر، دانشپژوه یا تعلیقهنگار بود.[١]
نیز همو در ترجمة ابوالحسن علی بن محمد بن عبدالله قزوینی قاضی گفته است:
او در سال سیصد و پنجاه و شش وارد بغداد شد و قطعهای از کتابهای نجاشی را به همراه داشت. او نخستین کسی است که آنها را به بغداد آورد و آن را از ابیجعفر احمد بن عیسی علوی زاهد از عیاشی روایت کرد.[٢]
٣. قم و ری؛ این دو شهر مرکز حدیث اهلبیت: به شمار میرفتند و محدثان در این دیار مدرسهای خاص داشتند که با مدرسه محدثان کوفه در شرایط پذیرش حدیث و ردّ آن متفاوت بود.
علی بن ابراهیم قمی
در آن عصر، توجه دانشمندان به حدیث به درجهای رسید که آنها از خانوادة خود جدا میشدند و برای فراگیری یا نشر حدیث از جایی به جای دیگر میرفتند. یکی از کسانی که چنین توجّهی به حدیث داشت، ابراهیم بن هاشم بود که برای فراگیری حدیث در شهر کوفه تلاش کرد و از مدرسه حدیثی کوفه فارغالتحصیل شد و سپس به قم مهاجرت کرد. او نخستین کسی است که حدیث کوفیان را در شهر قم نشر داد.[٣]
این سرمایة حدیثی به پسرش، ابوالحسن علی بن ابراهیم ـ که جایگاهی والا در دنياي علم و حدیث یافته بود ـ منتقل شد. در اینجا به سخنان علمای رجال دربارة وی اشاره میشود:
١. نجاشی گفته است:
در حدیث ثقه است. او ثبت، مورد اعتماد و صحیح المذهب است. حدیث شنید و به نشر آن اهتمام ورزید و کتابهایی را به رشته تحریر درآورد و در میانة عمرش نابینا شد.[٤]
٢. شیخ طوسی گفته است:
او کتابهایی دارد (سپس نام کتابها را برشمرده است).
[١]. رجال النجاشی، ش٧٩.
[٢]. همان، ش٩٤٥.
[٣]. همان، ش٦٩١.
[٤]. ر.ک: همان، ش١٧؛ فهرست الطوسی، ش٦.