علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٧ - رجال شیعی ناشناخته از نیمه نخست قرن هفتم
نکته دیگر آن است که ما یک ضعف کلی دربارة شناخت چهرههای امامی در حوزهای داریم که این مؤلف از آن حوزه برخاسته و دربارة آن سخن گفته است. مطالبی که ما دربارة شیعیان حلب در آثار برجای مانده شرححال و تراجم داریم، در قیاس با آنچه در واقع بوده، اندک است. دلیل آن هم این است که شیعیان ایران از شیعیان حوزه شامات بیخبر بودند و شرححال آنان را در آثار خویش نیاوردند. آخرین اثری که در این باره اشاراتی دارد، الفهرست منتجب الدین است که به چندین نمونه از عالمانحلبی میپردازد. اما کتاب مزبور، علاوه بر آنکه بسیار ملخص است، چنین نیست که از همه شخصیتها سخن بگوید. به علاوه، ما از بعد از سال ششصد هجری، دیگر کتاب شرححال برجای مانده نداریم. نیز به دلیل فشاری که ممالیک و سپس عثمانیها بر شیعه وارد کردند، بخش مهمی از میراث حلب مفقود گردید. بنابراین هر اطلاعی که از تشیع و رجال شیعه در حلب به دست آوریم، مغتنم است. در این زمینه تنها متنهایی که میتواند به ما کمک کند، آثاری از نوع همینقلائد الجمان یا تخلیص مجمع الاداباست.ابن فوطی در کتاب یاد شده، از قلائد الجمان فراوان نقل کرده و بر اساس استقصای محقق، دستکم ٧٤ بار از آن نام برده است.
امامیانی که نامشان در این کتاب آمده، از این زاویه که برخی را از پیش میشناختم و برخی را نه، دو گروه هستند. بدین ترتیب، ما شرححالهایی را در این کتاب داریم که پیش از این کمترین آگاهی از احوال آنان نداشتیم. اما برخی از این افراد، پیش از این نیز شناخته شده بودند و در اینجا اطلاعات افزونتری دربارة آنان داریم.
شماری از علویان شاعر نیز شرح حالشان در این کتاب آمده، اما تصریحی به امامی بودن آنان نشده است. این در حالی است که قاعدة نخستین دربارة اینان تشیع است؛ برای مثال، شرححال فخار بن معد بن فخار، نویسنده کتاب الحجة علی الذاهب الی تکفیر أبوطالب ـ که امامی است ـ در این کتاب آمده،اما یادی از گرایش مذهبی او نشده است. مورد دیگر، ابن الشجری است.[١] در مورد دیگری، وقتی اشاره میکند که فلان شخص را پس از وفات به تربت موسی بن جعفر٧ برده و در آنجا دفن کردند، بنا بر اصل باید شیعه باشد، اما وی اشاره به مذهب او نکرده است. دربارة مبارک بن محمد بن هبةالله
آمده است:
و حمل الی مشهد موسی بن جعفر٨ فدفن فی تربة له هناک.[٢]
آنچه مسلم است، بیش از نود درصد، بلکه نزدیک به صددرصد افرادی که متعلق به حله هستند، امامی مذهباند؛ حتی اگر تصریح به امامی بودن آنان نشود. در عین حال، ما از نقل این موارد خودداری کردهایم؛ برای مثال میتوان به هبة الله بن حامد بن احمد بن ایوب، معروف به عمیدالرؤساء یاد کرد که از اهالی حله مزیدیه و از ادبیان و نحویان بنام بود.[٣] مؤلف، شرححال وی را آورده، اما اشارهای به امامی
[١]. ج٤، ص٢٩٧.
[٢]. ج ٣ ، ص٣٥٤.
[٣]. ج٧، ص١٨١.