علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٤ - جستاری در کنیه و فرهنگ عربی اسلامی
أن النبي٦ نهى عن أربع كنى، عن أبی عيسى، و عن أبی الحكم، و عن أبی مالك، و عن أبیالقاسم إذا كان الاسم محمداً؛[١]
پیامبر از چهار کنیه نهی کردند: ابو عیسی، ابو الحکم، ابو المالک، و ابو القاسم در صورتی اسم محمد باشد.
٢. عن زرارة قال:
سمعت أبا جعفر٧ يقول: إن رجلاً كان يغشی علی بن الحسين٨ و كان يكنى أبا مرة فكان إذا استأذن عليه يقول : أبو مرة بالباب، فقال له علي بن الحسين٧: بالله إذا جئت إلى بابنا فلا تقولن : أبو مرة؛[٢]
مردی به منزل علی بن الحسین امام سجاد٧ آمد و شد داشت و کنیه او ابو مرة بود. لذا هرگاه اذن دخول میخواست، میگفت: ابومرة بر در است. امام ـ که این را دید ـ فرمود: تو را به خدا دیگر بار که بر در ما آمدی، هرگز نگو: ابو مرة.[٣]
٣. عن أبي بصير قال:
سمعت أبا جعفر٧، يقول : إن أباذر قال لرجل على عهد رسول الله٦: يا بن السوداء! قال: فقال رسولالله٦: تعيره بأمه! قال: فلم يزل أبوذر يمرغ رأسه و وجهه بالتراب، حتى رضی عنه رسولالله٦؛[٤]
ابوذر در عهد پیامبر کسی را به ابن السوداء خطاب کرد. پیامبر فرمود: او را به مادرش عیب میکنی! امام فرمود: ابوذر همچنان سر و صورتش بر خاک میمالید تا اینکه پیامبر از وی راضی شد.
نهی از کنیهای که صاحبش نمیپسندد
از امام رضا٧ نقل است که شخصی را از آوردن کنیه شاعری نهی کرد و فرمود: شاید او را این کنیه خوش نیاید:
عن الرضا٧، أنه أنشد ثلاث أبيات من الشعر، ـ وذكرها ـ قال: و قليلاً ما كان ينشد الشعر، فقلت: لمن هذا؟ قال: لعراقی لكم، قلت: أنشدنيه أبو العتاهية لنفسه؟ فقال: هات اسمه ودع عنك هذا، إن الله عزوجل يقول: Gوَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِF و لعل الرجل يكره هذا.[٥]
[١]. عيون أخبار الرضا ٧، ج١، ص٩١ از حضرت ابو الحسن الرضا٧؛ صبح الأعشی في صناعة الإنشاء، ج٥، ص٤٠٨.
[٢]. صبح الأعشی في صناعة الإنشاء، ج٥، ص، ٤٠٨.
[٣]. وسائل الشیعة، ج١٥، ص١٢٦؛ ج٢١، ص٣٩٣.
[٤]. الكافي، ج٦، ص٢١؛ و برخی ابوبكر و أبو الحارث را هم افزودهاند. ر.ک: مستدرك الوسائل، ج١٥، ص ١٣٤ ، همچنین: و رخص فيه لعلي٧، و قال: «المهدي من ولدي، يضاهي اسمه اسمي، و كنيته كنيتي».
[٥]. الكافي، ج٦، ص٢١. صاحب کتاب گرانسنگ الغدیر بحثی خواندنی در این مورد و مورد پیشین و موارد کلی کنیه گذاریها آورده است. ر.ک: الغدير، ج٦، ص٣٠٨ـ٣١٣.