درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦ - بازگشت به نظریه علامه طباطبایی
توسطی و قطعی این است نه اینکه یک شیء خارجی قابل دو اعتبار است که به یک اعتبار حرکت توسطی است و به یک اعتبار حرکت قطعی [٢]. البته آقای طباطبایی تصریح
[٢]. سؤال: حرکت قرار ندارد، پس چگونه میتوان یک امر بیقرار را از اول تا آخر اعتبار کرد؟.
استاد: معنی قرار این است که یک شیء در دو جزء زمان به یک حال وجود داشته باشد. در مورد امری که ساکن است میگوییم در دقیقه قبل ساکن بود و در دقیقه بعد هم ساکن است. این معنی قرار است. اما اگر بگوییم یک شیء ممتد به امتداد زمان، در مجموع زمان وجود دارد، مثلًا این حرکت از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب وجود دارد، آیا آن جزء اول حرکت، در وسط روز یعنی در ظهر وجود دارد؟ نه، قرار اصلًا به این معنا نیست. هر جزئی از حرکت در هر لحظه از زمان که هست دیگر در لحظه بعد نیست؛ این معنی عدم قرار است. اما اگر مجموع این حرکت را به صورت یک امر واحد که
«جزء» در آن نمیبینیم در نظر بگیریم یک وحدت واقعی دارد، همانطور که آب دریا از نظر قدما یک وحدت واقعی دارد. حرکتی که در اول میبینیم با حرکتی که در آخر میبینیم یک چیز است. به این اعتبار جزء ندارد، یعنی جزئش را لحاظ نمیکنیم و اول و آخر و وسطِ حرکت همه یک شیء واحد است.
سؤال: این اول و آخر جز اعتبار چیزی نیست.
استاد: وحدت دارد، چرا اعتبار است؟ این را در علم اصول خواندهاید که میگویند یک شیء اگر وحدت واقعی داشته باشد کثرتش اعتباری است و اگر کثرت واقعی داشته باشد وحدتش اعتباری است. بعضی از چیزهایی که وحدت حقیقی دارند در عین اینکه کثرتشان اعتباری است قابلیت انقسام دارند، ولی بعضی از واحدها اصلًا قابلیت انقسام ندارند. مثلًا نماز، کثیر حقیقی است، برای اینکه مجموع اجزایی است که هرکدام از خودشان استقلال دارند.«اللَّه اکبر» غیر از «بسم اللَّه الرحمن الرحیم» است. در خود «اللَّه اکبر» هم، «اللَّه» غیر از «اکبر» است، و در خود «اللَّه» هم همزه غیر از لام است. قرائت غیر از رکوع و غیر از ذکر رکوع است. سجود هم همینطور. این یک کثیر واقعی است ولی شما مجموع این کثیرها را اعتباراً یک واحد میدانید به اعتبار غرض واحدی که بر این مجموع مترتب میشود و نام آن را «نماز» میگذارید. اگر کسی بگوید «اللَّه اکبر» در اول نماز با «السلام علیکم» در آخر نماز یکی است و دست روی این که بگذاریم دست روی آن گذاشتهایم این اعتباراً درست است ولی واقعاً درست نیست. واقعاً وحدت واقعی میان «السلام علیکم» و «اللَّه اکبر» نیست.
در اینجا کثرت، واقعی و وحدت اعتباری است.
اما گاهی وحدت، واقعی است و کثرتْ بالقوه و اعتباری است، مثل اجسام به نظر قدما. آب در این ظرف از نظر قدما واقعاً شیء واحد و متصل واحد است. آنها که قائل نبودند که آب متشکل از مولکولهایی کنار یکدیگر است. بنابراین، دست روی هرجای این آب بگذارید، روی یک چیز دست گذاشتهاید. این قسمتِ اینجا با قسمت آنجا واقعاً وحدت دارد. (نگویید این نظریه که باطل شده است؛