درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦ - اشکال فخر رازی در مورد یکی بودن ماده همه اجسام
آنجا هم هست؛ این شکلها عوض میشود و در عین حال یک چیز است که این شکلهای مختلف را به خودش گرفته است.
پاسخ اشکال فخر رازی
فخر رازی توجه نکرده است که اگر لوازمی از قبیل وضع خاص، شکل خاص و عدم امکان فساد و خرق و التیام برای فلک ذکر کردهاند اینها از لوازم صورت فلک است، نه از لوازم جسمیت فلک یا از لوازم عوارض جسم فلک. فلک، البته به عقیده قدما، دارای نفس است. فلک به موجب آن نفس یا صورتی که دارد (که نفس دیگر از عوارض جسم نیست) این لوازم را دارد. جسمیت برای آن صورت، حکم ماده را دارد و خود جسمیتش تابع آن صورت است. این حرف فخر رازی از اساس نادرست است که «آیا [حصول ویژگی عدم قابلیت کون و فساد در فلک] به خاطر جسمیت است یا به خاطر عوارض جسمیت؟ اگر به خاطر جسمیت است اشکالی که گفتیم وارد میشود و اگر به خاطر عوارض است، آن عرض یا لازم است یا مفارق؛ اگر لازم است چنین و اگر مفارق است چنان.» علت نادرست بودن این تقسیم از ابتدا، این است که ویژگیهای خاص فلک نه به واسطه جسمیت است و نه به واسطه عوارض جسمیت؛ بلکه به واسطه چیزی است که خود جسمیت هم در تحقق خودش به آن نیازمند است و آن عبارت است از صورت فلک یا نفس فلکی. این خلاصه جوابی است که به فخر رازی میدهند.
اشکال فخر رازی در مورد یکی بودن ماده همه اجسام
گفتیم فخر رازی مناقشه خود درباره دلیل چهارم را اینطور تقریر کرد که هر جسمی سه خصوصیت دارد: یک سلسله اعراض و عوارض دارد و مخصوصاً یک عرض لازم دارد و آن قابلیت ابعاد سه گانه است، دیگر اینکه صورت جسمیه دارد و سوم اینکه ماده مشترکه دارد که هر جسمی مرکب از ماده و صورت است. تا اینجا مناقشه فخر رازی در اطراف صورت جسمیه بود. حال میآید سراغ ماده جسمیه، همان که حکما آن را «هیولی» مینامند. حرف حکما همچنان که در منظومه در اوایل طبیعیات هم آمده این است که «الهیولی فی عالم الطبیعه شیء واحد» و حتی میگویند «شخصٌ واحد». میگوید شما فلاسفه چه دلیلی دارید که هیولی و ماده اولیه اجسام، در همه اجسام یک چیز است یعنی یک حقیقت است؟ شاید ماده اجسام در اجسام مختلف متعدد باشد. شما به چه دلیل